شما اینجا هستید
گفتگو » از گذشته تا آینده عکاس گیلانی

سارا محسن زاده: فرهاد پورنصیری یکی از هنرمندان به نام گیلان در حوزه عکاسی است که آثار وی در چندین نمایشگاه بین المللی پذیرفته شده و به نمایش در آمده است. گپ کوتاه پایگاه تحلیلی خبری شعاع مشرق را با وی میخوانید:
کمی درباره خودتان و چگونگی قرار گرفتنتان در مسیر هنر و عکاسی توضیح دهید.
فرهاد پورنصیری هستم متولد هفدهم بهمن ماه ۱۳۶۱ متولد و ساکن رشت.

از آنجا که در دهه ما همه یا باید دکتر یا مهندس می شدند به اصرار خانواده تحصیلاتم رو در مقطع کارشناسی عمران در سال ۸۴ به پایان رساندم و در تمام این مدت که دوره کارشناسی را میگذراندم در تلاش برای کسب اطلاعات و یادگیری رشته مورد علاقه ام هنر شامل موسیقی، شعر، مجسمه سازی، نقاشی سیاه قلم و البته عکاسی آنهم به صورت خودآموز بودم.
پس از اینکه دوربین های موبایل در سالهای پیش اندکی قدرت گرفتند، در کنار دوربین کوچکی که داشتم،
از سال ۹۲ عکاسی با موبایل را آغاز کردم و در نهایت در سال ۹۴ عکاسی با دوربین های DSLR را تجربه کردم و همچنان با عشق به عکاسی میپردازم.
در چه ژانری عکاسی می کنید؟
در مورد ژانر باید بگویم؛ ژانر مثل احساس درونی آدمهاست و شما نمیتوانید بگویید احساس امروزتان با احساس یکماه دیگر یکسان است. لذا با توجه به حس درونیم در بازه زمانی ای که هستم ژانرم را انتخاب میکنم و از همه ژانرها لذت میبرم اما به صورت تخصصی عکاسی ژانر لنداسکیپ و عکاسی شب رو دنبال می کنم.کلا باید بگویم که در صورتیکه احساس عکاس در عکسهایش مورد استفاده قرار نگیرد عکسهایش به جایی نخواهد رسید…

چه تفاوت میان عکاسی طبیعت و لنداسکیپ وجود دارد؟
ببینید هرکدام از این کلمات یک تعریف دارد؛ عکاسی طبیعت خودش یک تعریف از چند ژانر مختلف است که شامل عکاسی لنداسکیپ، عکاسی حیات وحش وعکاسی از گیاهان و حتی عکاسی کلوساپ یا ماکرو از موجودات و گیاهان کوچک و غیره می باشد.
پس در واقع عکاسی لنداسکیپ زیر مجموعه یک ژانر بزرگ بنام عکاسی طبیعت است اما عکاسی لنداسکیپ به عکسی گفته میشود که در ان هرآنچه در محیط اطرافمان مثل راه ها، کوه ها، فلات ها ،جنگل ها و هرچه که در ارتباط با طبیعت و البته در ارتباط با انسانهاست در آن ثبت میشود. مثل کلبه ها، قایق ها و هرچه که ساخته دست بشر است. پس این دو تعریف دو تعریف جدا از هم نیستند بلکه عکاسی طبیعت یک مفهوم کلی است که عکاسی لنداسکیپ بخشی از آن است.

وضعیت عکاسی طبیعت در گیلان را چگونه ارزیابی می کنید؟
گیلان با این همه پتانسیل در عکاسی طبیعت متاسفانه انگشت شمار عکاس طبیعت دارد و بیشتر دوستان عکاس مستند اجتماعی هستند اما همین تعداد اندک دوستان عکاس طبیعت حقیقتا کارهایشان عالی و ستودنی است.

باتوجه به اینکه در گیلان عکس های بسیاری را ثبت کردید طبیعت کدام قسمت از گیلان بیشتر از همه شما را جذب کرد؟

من از شرق تا غرب گیلان را رفته ام و و عکاسی کردم . ولی سرزمین تالش رو بسیار دوست دارم چون هنوز هستند جاهایی که دست مخرب بشر به آنجا نرسیده باشد.

کدام یک از کارهایتان را بیشتر دوست دارید؟
من اکثر کارهایم را دوست دارم ولی یکی دوتایی هست که خیلی بیشتر دوستشان دارم؛ عکسهایی را که از آبشار ورزان verazaan در سوباتان و همچنین دریاچه فصلی سرآگاه در تالش گرفتم.

اولی را بخاطر سختی هایی که برای ثبتش کشیدم. برای این عکس یکسال برنامه ریزی ذهنی کردم و دایم این کادر را در سرم ترسیم میکردم که بالاخره امسال توانستم عملیش کنم.
و اثر دوم را به خاطر آرامش عجیبش دوست دارم.

آیا تا بحال هنگام عکاسی در طبیعت دچار ترس شده اید؟
بله. یکبار این اتفاق افتاد واقعا
وقتی در قشم بودم و برای عکاسی شب در تنگه چاهکوه ماندم به واسطه خرافات محلی و تلقین هایی که همه روز مردم به من می کردند در شرایطی که تنها در وسط آن دره ترسناک بودم بسیار ترسیدم و بیشتر از یکساعت و نیم نتوانستم در آنجا بمانم و برگشتم.

کدام قسمت پروسه عکاسی برایتان لذت بیشتری دارد؟

از وقتی ایده را در سرم میپرورانم تا وقتی که مسافت مورد نظر را رانندگی میکنم. هنگامی که عکس ثبت میشود تا وقتی که به منزل بر می گردم و به ویرایش عکس می پردازم؛ همه این پروسه برایم لذت بخش هستند و انگار جزئی از عمرم به حساب نمی آیند.

چه چیزی را بیشتر از همه در مورد عکاسی طبیعت دوست دارید؟

من شیفته آسمان هستم و در روزهایی که در آسمان اتفاقی نیوفته عکاسی نمیکنم.
روزهای نیمه ابری برای روز
و شب های پرستاره و صاف برای عکاسی شب

آیا عکاسی در شب، دید شما را نسبت به آنچه از آن عکاسی می کنید تغییر داده است؟

قطعا همینطور هست. اولین بار که به عکاسی شب رفتم چیزی از نظم کائنات نمیدونستم و صرفا برای تجربه رفتم اما خداروشکر اولین تجربم بسیار شیرین بود و همین امر باعث شد به دنبال نجوم برم و دانشم رو درباره کهکشان هم بیشتر کنم تا هر اتفاق نجومی ای رو بتونم رصد و ثبت کنم البته با امکانات کمی که دارم..

چطور مکان عکاسی را انتخاب می کنید؟
به واسطه سفرهایی که از قبل داشتم دوستانی در ییلاقات و جای جای گیلان دارم که لوکیشن هارو معرفی میکنن برام اما این بخشی از کار هست.
خیلی وقتها با استفاده از google earth مکانهارو پیدا میکنم و محل طلوع و غروب رو هم با اپلیکشن هایی که دارم پیش از رفتن به محل عکاسی پیدا میکنم و آب و هوارو هم چک میکنم و از محلی ها با تلفن میپرسم تا مطمین بشم و حتی برای عکاسی شب جدای از موارد بالا جهت عبور کهکشان و آلودگی نوری در لوکیشینم رو با استفاده از اپلیکشنهای خاص پیدا میکنم تا اگر به جایی رفتم دست خالی برنگردم…

چه چیزهایی در یک سفر عکاسی همراه میبرید؟

بدنه دوربین، لنزها، فیلترها، یک چاقو که مخصوص نجات در شرایط بحرانی است، کبریت، فندک، کمی روزنامه، دسته آچار آلن جیبی برای محکم کردن سه پایه در شرایط خاص، خود سه پایه دوربین،
مواد مترقه برای شرایط خاص و ترساندن موجودات وحشی احتمالی، چادر، چراغ قوه پیشانی، جعبه کوچک کمکهای اولیه، یک عدد پاوربانک، قطب نما و لباسهایی که بسته به هر فصل نیاز است.
نقش موسیقی را هنگام عکاسی چگونه تحلیل می کنید؟
موسیقی من در طبیعت صدای آبشار و رودخونه، صدای خش خش برگ های درختان ،صدای پای باذ لابلای علفزارها و صدای پرنده هاست.
هیچ وقت در طبیعت صدای غیر پخش نکردم و نمیکنم چون طبیعت خودش زیباترین موسیقی عالم است. اما پشت سیستم و در هنگام ظاهرکردن عکسها و ویرایش و حتی موقع نقاشی ،موسیقی کلاسیک گوش میکنم.

ارتباط شما به عنوان عکاس طبیعت با سایر رشته های هنر چگونه است؟
همانطور که گفتم من خودم نقاشی، مجسمه سازی، موسیقی و البته نجاری می کنم و گاهی شعر هم میگویم و دوستان زیادی در همه این رشته ها دارم.

کدام آثارتان در مسابقات بین المللی مقام کسب کردند؟

عکس دریاچه فصلی سرآگاه تالش که بنام “آرامش دریاچه”نامگذاری کردم در مسابقه ای بین المللی که متصدی برگزارکننده ان یک سایت خارجی هست از بین بیش از پنج هزار عکس مقام هفتم را کسب کرد.

و دیگری عکس “گورستان کشتی ها” در لنگرود گیلان است که در درنمایشگاه بین المللی کشور هلند در Xpozer’s new gallery و کشور اطریش در hinterland gallery در میان بیش از ۹۰ هزار عکس از بیش از ۹۰ کشور جهان پذیرفته شد و به نمایش عموم در آمد.

برنامه شما برای سال آینده چیست؟ آیا پروژه، نمایشگاه یا کارگاه عکاسی در آینده دارید؟

بله. برنامه ای مفصل تهیه کردم و مهمترینش آموزش عکاسی طبیعت و برگزاری ورکشاپ های آموزشی برای علاقه مندان هست. چند لوکیشن هم نشان کردم که اگر طبیعت مثل همیشه با من یاری کند بتوانم ثبتشان کنم.

در پایان برای دوستانی که قصد دارند عکاسی را آغاز کنند و تازه در این راه قدم گذاشتند چه صحبتی دارید؟
اولا برای هنرهایی چون عکاسی و نقاشی شما نیاز دارید حتما و حتما علوم پیش نیازش را یاد بگیرید. کادربندی و ترکیب بندی ها چیدمان، ویرایش ، چاپ و نحوه استفاده از انها در کارها و بروز شدن از مواردی است که باید به آنها بپردازند.

دوما؛ شناخت وسیله عکاسی که خیلی خیلی مهم است. شما با کمترین امکانات میتوانید با شناخت درست از ان ابزار بیشترین بازده را داشته باشید.
و در نهایت اینکه به همدیگر کمک کنیم و نگذاریم غرور کاذب وجودمان را بگیرد چون جلوی پیشرفت خودمان را خواهد گرفت.
یادمان باشد که یاد دادن به دیگران در پیشرفت خودمان بسیار موثر است.
تا وقتی کاسه های دانسته هایمان را به دیگران ندهیم به فکر کاسه های بزرگتر و بیشتر دانش برای خودمان نخواهیم بود.
باران باش و ببار، بی آنکه بپرسی این کاسه های خالی از آن کیست.
سوالی هست نپرسیده باشم و شما دوست داشتید در موردش صحبت کنید؟
نه همه چیز عالی بود. ممنونم از سوالهای خوبتون.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

شعاع مشرق | پایگاه خبری تحلیلی