شعاع مشرق

امروز : چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ مصادف است با 2017 , December 13 , Wednesday - ساعت ۱۸:۳۷:۰۸

سرتیتر خبرها :

طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
پیوندها









  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۴ آذر, ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۱
  • شما اینجا هستید : اخبار اصلی > ورزشی
  • کد مطلب : 79328
  • پیام احساسی شایان مصلح در آستانه دیدار سپیدرود و پرسپولیس

    پرینت
      

    پیام شایان مصلح، بازیکن رودباری پرسپولیس تهران، در وصف بازگشت به رشت و بازی در مقابل سپیدرود، شهر و تیمی که او را به فوتبال ایران معرفی نمود.

    پیام شایان مصلح، بازیکن رودباری پرسپولیس تهران، در وصف بازگشت به رشت و بازی در مقابل سپیدرود، شهر و تیمی که او را به فوتبال ایران معرفی نمود.

    متن پیام شایان مصلح در کانال تلگرامی شخصی اش به صورت زیر است:

    سپیدرود خیلی از ما رودباری ها رو توی خودش غرق کرده، دوستم سامان، پسر عمم مسعود و خیلی ها که شاید خانواده هاشون وقتی خروش سپیدرود رو می بینن یاد عزیزاشون میفتن که تن به آب زدن و برنگشتن و غرق شدن!
    مادرم حق داشت، می ترسید خدای نکرده ما هم اتفاقی برامون بیفته!
    شاید اون روزا که با داداشم وسایل شنا رو از پنجره خونه مینداختیم بیرون و خودمون خیلی یواشکی از در خونه می رفتیم بیرون تا مامان متوجه نشه داریم میریم سپیدرود شنا کنیم هرگز فکر نمیکردم روزی توی سپیدرود غرق شم!
    ما تقصیر نداشتیم، خب شهرمون محروم بود، استخر نداشت، هنوزم نداره!
    بزار راستشو بگم بعد از چند سال تهران بازی کردن وقتی برگشتم رشت فکر می کردم هیچ وقت توی رشت به منِ رودباری بها نمی دن و شاید رشت نقطه آخر فوتبالم باشه. اما انگار قرار بود غرق شم. سپیدرود پیرمرد حدودا پنجاه ساله ای که نه فقط رشتی ها که کل گیلانی ها باهاش خاطره داشتن.
    اوایل توی سپیدرود احساس غربت میکردم. اما هر روز بیشتر از قبل این پیرمرد بهم محبت می کرد و من رو مدیون خودش می کرد!
    برخلاف تصورم رشتی ها هر روز بیشتر از قبل دوستم داشتن، تا جایی که این علاقه دو طرفه شد! تا جایی که غرق شدم!
    می دونی شما نمیتونی از یه قائمشهری نساجی رو جدا کنی نمیتونی از یه آبادانی نفت رو جدا کنی و نمیتونی از گیلانی ها و به خصوص رشتی ها سپیدرود رو جدا کنی! ریشه داشتن اینجوریه!
    روزی که داشتم از این پیرمرد ۵۰ ساله خداحافطی می کردم خیلی گریه کردم، چرا دروغ بگم همین الان هم وقتی عکس های این دو سال رو ورق میزنم بغضم می گیره.
    غرق شدن یعنی در عین حال که منطقی هستی و میدونی داری توی یه تیم دیگه بازی میکنی اما بعد بازی خودت سریع از رفقات بپرسی سپیدرود بازیش چی شد؟
    حالا بعد از دوسال خاطره انگیز و صعود با دست های خالی از لیگ دو به لیگ برتر امروز به عنوان بازیکن حریف دارم برمیگردم رشت.
    شاید تنها ۹۰ دقیقه ای باشه که توی زندگیم سپیدرودی نباشم و برای برد تیم خودم پرسپولیس دعا کنم و تلاش کنم.
    امیدوارم سپیدرود دوست داشتنی با اون هوادارای فوق العادش سال های سال لیگ برتری بودنش مستدام باشه و برای موفقیت این فرزند خودش که امروز داره بیرون از استانش بازی می کنه آرزوی موفقیت کنه.

    برچسب ها :
    کانال تلگرام