شما اینجا هستید
ویژه ها » ققنوس سرمایه اجتماعی: سپر ایران در آتش جنگ و آزمون صلح

چکیده

در کوره‌های جنگ ۱۲ روزه، ققنوس سرمایه اجتماعی ایران دوباره متولد شد؛ پدیده‌ای که نظریه‌پردازانی چون «رابرت پاتنام» آن را شبکه‌های اعتماد، هنجارهای همیاری و پیوندهای اجتماعی تعریف می‌کنند و «فرانسیس فوکویاما» سنگ‌بستر توسعه و ثبات سیاسی می‌داند. این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای (علوم سیاسی و جامعه‌شناسی) و با استناد به داده‌های تاریخی-تحلیلی جمهوری اسلامی ایران، استدلال می‌کند که «سرمایه اجتماعی، برترین مولفه قدرت حکمرانی» است – حتی برتر از زرادخانه‌های هسته‌ای یا متحدان راهبردی. جنگ اخیر، این گنجینه ملی را احیا کرد، اما اکنون این پرسش حیاتی مطرح است: چگونه می‌توان این «سپهر اعتماد» تازه‌تکوین‌یافته را از گزند بازگشت به الگوهای فرسوده حکمرانی محافظت و تقویت کرد؟

مقدمه: سرمایه اجتماعی؛ ستون خیمه قدرت

ماکیاولی و هابز بر زور و قرارداد اجتماعی تاکید داشتند، اما متفکران مدرن مانند «پیر بوردیو» و «جیمز کلمن» نشان دادند که «سرمایه اجتماعی نامرئی، ملموس‌ترین پشتوانه حکومت‌هاست». تاریخ ایران معاصر گواه این مدعاست: مشروعیت اولیه انقلاب ۵۷ بر موج عظیم سرمایه اجتماعی استوار بود که در دهه اول، علیرغم جنگ و ترور، با اولویت‌دهی مردم به «بقای نظام» حفظ شد. اما فرسایش تدریجی این سرمایه از دهه ۷۰ به بعد، به ویژه پس از بحران سیاسی – امنیتی ۸۸ و تشدید فشارهای اقتصادی-سیاسی در دهه ۹۰، طبق نظرسنجی‌های معتبر با رشد نزولی زیاد (وضعیت میانگین شاخص سرمایه اجتماعی در سال ۹۴، ۱/۲۷ بوده که در سال ۱۴۰۰ به ۸/۱۷ رسیده است. روند میانگین رضایت از عملکرد نظام هم در سال ۹۴ که ۱/۲۷ بوده که در سال ۱۴۰۰ به ۸/۱۷ رسیده است. این در حالی است که مؤسسه لگاتوم در تحقیقی شاخص سرمایه اجتماعی را در سال ۲۰۱۹، ۱۹/۵۳ اعلام کرده اما این رقم برای ایران ۲/۴۵ است که زیر میانگین جهانی است «عاملی، خبرگزاری مهر، نشست تخصصی معنا و مبنای سرمایه اجتماعی، ۴/۱۱/۱۴۰۱»)، پایه‌های مشروعیت را تحت تاثیر منفی قرار داد. انتخابات کم‌رقابت و مشارکت‌های زیر ۴۰% زنگ‌خطر جدی در این زمینه بودند.

جنگ ۱۲ روزه: زایش ققنوس وطنی در آتش دشمن

حمله اسرائیل و آمریکا در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، با هدف اصلی بهره‌برداری از این گسل اجتماعی و برانگیختن شورش علیه حاکمیت طراحی شد. اما برخلاف پیش‌بینی دشمن و تجربه اعتراضات ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، «معجزه همبستگی ملی رخ داد». بر اساس نظریه «تهدید خارجی» در جامعه‌شناسی (مثل کارهای «ویلیام گرام اسکات»)، دشمن مشترک، هویت‌های فرعی را ذوب و «ایران» را به کانون بی‌بدیل وفاداری تبدیل کرد. مردم نه از سر حمایت بی‌قیدوشرط از ساختارهای خاص، بلکه در دفاع از «وطن» به مثابه «ناموس» در پشت سربازان خود خط کشیده و به صف شدند. این، «نمود عینی سرمایه اجتماعی برخاسته از سرزمین مشترک» بود.

خطر فرسایش: سایه بازگشت به الگوهای کهن

اکنون، تنها دو هفته پس از آتش‌بس، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از تهدیدات داخلی این سرمایه نوپا دیده می‌شود:

۱_ بازتولید گفتمان‌های انشقاق‌آفرین:

برخی رسانه‌ها (نظیر صداوسیما) به جای تقویت گفتمان «ایران واحد»، به قبیله‌گرایی سیاسی و نادیده گرفتن مطالبات نسل Z و گروه‌های فکری متنوع بازگشته‌اند.

۲_ سیاست‌زنی جناحی و حذف رقیب:

تلاش گروه‌های تندرو برای احیای درگیری‌های پیشین یا تحریک برای جنگ جدید، اعتمادسازی را تخریب می‌کند.

۳_شوک‌های معیشتی بی‌ضابطه:

افزایش ناگهانی قیمت برخی از خدمات و کالاهای اساسی نظیر آب، برق، تلفن، اینترنت، نان، مرغ و برنج – بدون همراه‌سازی اجتماعی یا جبران موثر – همچون تیشه به ریشه اعتماد عمومی می‌زند و حس «عدالت توزیعی» (مولفه کلیدی سرمایه اجتماعی نزد «پاتنام») را نقض می‌کند.

۴_ نادیده گرفتن پیام‌های رهبری:

تاکیدات مکرر رهبری و فرماندهی کل قوا بر محوریت «وطن» و «ایران»، بویژه در ایام جنگ ۱۲ روزه و حضور در مراسم شب عاشورا در حسینیه امام خمینی(ره) و درخواست از مداح جهت خواندن «ای ایران» توسط برخی حلقه‌های انحرافی به حاشیه رانده می‌شود.

راهبردهای چندسطحی برای صیانت از ققنوس سرمایه اجتماعی:

برای تبدیل این همبستگی موقعیتی به سرمایه اجتماعی پایدار، نیاز به تحول در سطوح مختلف حکمرانی است:

۱_ سطح کلان (رهبری و نهادهای حاکمیتی):

گفتمان‌سازی ملی فراجناحی: ترویج مستمر روایت «ایرانِ فراتر از جناح» در تمام ارکان رسمی، سخنرانی‌ها، بیانیه‌ها و نمادها باید بر هویت ملی و منافع عامه متمرکز شوند.

شفافیت و پاسخگویی در سیاست خارجی و امنیتی: ارائه توضیحات مستدل و غیرامنیتی‌سازی فضای نقد درباره جنگ و پیامدهای آن، اعتماد را تقویت می‌کند (مطابق نظریه «اعتماد سیاسی» در جامعه‌شناسی).

اصلاحات اقتصادی با چهره انسانی: هرگونه تعدیل اقتصادی باید با برنامه‌های حمایتی قوی برای اقشار آسیب‌پذیر، اطلاع‌رسانی گسترده و مشورت با نهادهای مدنی همراه باشد. هدف: کاهش «شکاف انتظارات-عملکرد» که سرمایه اجتماعی را نابود می‌کند.

۲_ سطح میانی (رسانه، احزاب، نهادهای مدنی):

رسانه‌های فراگیر و گفت‌وگومحور: صداوسیما و رسانه‌های رسمی باید میزگردهای متنوع با حضور صاحب‌نظران تمام طیف‌ها و نحله های فکری (اصلاح طلب، اصولگرا، معتدل، نسل Z و …) برگزار کنند. «سکوت رسانه‌ای = مرگ سرمایه اجتماعی».

تقویت جامعه مدنی مستقل: تسهیل فعالیت NGOهای غیرسیاسی در حوزه‌های محیط زیست، رفاه، حقوق شهروندی و… که شبکه‌های اعتماد غیررسمی ایجاد می‌کنند (مطابق یافته‌های پاتنام درباره ایتالیا).

احزاب مسئولیت‌پذیر: احزاب باید از تخریب رقیب دست بردارند و بر ارائه برنامه برای «ایران» تمرکز کنند. رقابت سالم، سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهد.

۳_ سطح خرد (تعامل دولت-ملت):

گوش‌سپاری فعال: ایجاد سازوکارهای دائمی و موثر برای شنیدن صدای مردم در محلات، دانشگاه‌ها و فضای مجازی، نه فقط در انتخابات.

بازگشایی فضای فرهنگی-اجتماعی: کاهش فشارهای غیرضروری بر سبک زندگی، پوشش و بیان (در چارچوب قانون اساسی)، حس تعلق خاطر را افزایش می‌دهد.

پاسداشت نمادین همبستگی جنگ: بزرگداشت ملی نقش آحاد مردم در دفاع از کشور، نه فقط نهادهای نظامی.

نتیجه‌گیری: وطن؛ تنها پایتخت واقعی

سرمایه اجتماعی احیا شده در جنگ ۱۲ روزه، گرانبهاترین دستاورد ملی ایران معاصر است؛ دستاوردی شکننده‌تر از صلح موقت و ارزشمندتر از ذخایر زیرزمینی. نظریه‌ها هشدار می‌دهند: «سرمایه اجتماعی فرسوده، حتی با شکوه‌ترین امپراتوری‌ها را به ورطه سقوط می‌کشاند». امروز، حکمرانی ایرانی بر سر پیچ تاریخی قرار دارد تا با عبور از برخی تنگ‌نظری‌های جناحی، شوک‌های معیشتی بی‌رویه و سیاست‌زدگی؛ از خاکستر شدن دوباره ققنوس همبستگی در آتش خودساخته‌ها جلوگیری کرده و از این طریق «سپهر اعتماد» را تقویت نماید و «ققنوس سرمایه اجتماعی احیا شده» را بر فراز آسمان نیلگون ایران به پرواز درآورد. انتخاب روشن است: «ایران را تنها با ایران می‌توان حفظ کرد». آینده قدرت ایران نه در زرادخانه‌هایش (که یقینا مولفه ای بنیادی و مهم است)، که در گره‌خوردگی دل ها حول پرچم وطن رقم خواهد خورد. این سرمایه، پشتوانه نرم ماندگاری است که باید چونان امانتی ملی، با خرد جمعی و فارغ از حذف و تفرقه، پاسداری شود.

 

واژگان کلیدی: سرمایه اجتماعی، قدرت نرم، همبستگی ملی، جنگ ۱۲ روزه، حکمرانی، مشروعیت سیاسی، ایران، وطن‌پرستی، رابرت پاتنام، فرانسیس فوکویاما، جامعه‌شناسی سیاسی، جمهوری اسلامی ایران، انسجام اجتماعی.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

شعاع مشرق | پایگاه خبری تحلیلی