سجاد حسینی
سابقه مدیریت شهری به پیدایش شهر و اجتماع بزرگ خانوادهها و انسانها باز میگردد و سابقه سرمایه اجتماعی نیز به همان اجتماعهای اولیه. در جوامع محلی و اولیه نیز اعتماد، انسجام اجتماعی، روابط متقابل و … وجود داشت و قوام سرمایه اجتماعی کمک کرد تا اجتماعات بزرگتر شکل بگیرد و شاید بتوان حتی پیدایش شهرها را به وجود سرمایه اجتماعی نسبت داد. در دیدگاه سنتی مدیریت، توسعه سرمایه اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا میکردند اما در دوره کنونی برای توسعه، بیش از آنچه که به سرمایه اقتصادی، فیزیکی و انسانی تکیه کنیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم، زیرا بدون این سرمایه استفاده از دیگر سرمایهها به طور بهینه انجام نخواهد شد. گسترش شهرنشینی به همراه مسائل و مشکلات خاص زندگی شهری، ضرورت توجه همه جانبه به راهبردهای سودمند برای بهینهسازی زندگی ساکنان شهرها را بیش از پیش لازم ساخت.
انسانها بدلیل طی کردن مسیری برای توسعه پس ازتشکیل اجتماع بزرگ و کسب قدرت و ثروت و رفع نیازهایی که بواسطه اجتماع بزرگ ایجاد شده بود، از اصل اول و محوریای که شاکله ایجاد و پیدایش اجتماعات بزرگ بود یعنی سرمایه اجتماعی دور شده بودند. از دهه ۱۹۸۰ به بعد مفهوم سرمایه اجتماعی به طور فزایندهای مورد توجه دانشمندان و دستاندرکاران علوم مختلف قرار گرفته است. (نخستینبار در سال ۱۹۱۶ توسط هانی فان سرمایه اجتماعی مطرح شد) به طوری که امروزه سرمایه اجتماعی بعنوان کلید موفقیت و شکست در مدیریت منابع طبیعی، به رسمیت شناخته شده است. در جوامعی که میزان سرمایهاجتماعی بالاست، ساکنان آن تمایل بیشتری به زندگی سالمتر و شـادتر دارند و در بـرابـر تنـشهای روانـی، صبر و پایداری بهتری از خود نشان میدهند.
سرمایهاجتماعی یکی از عوامل محیطی تعیینکننده سطح سازگاری و سلامت جامعه محسوب میشود و در غیاب آن، اثربخشی سایر سرمایهها کاهش مییابد و پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار میشود.
مدیریت شهری در ایران با چالشهای فراوانی روبروست که یکی از دلایل آن ضعیف بودن بعد مشارکتی مردم در زمینه مدیریت شهری میباشد، مدیریت شهری بعنوان مهمترین نهاد ادارهکننده شهر که بطور مستقیم با شهروندان در ارتباط است، باید نقش خود را در بازسازی و افزایش میزان سرمایه اجتماعی شهروندان ایفا نماید.
مدیریت از لحاظ تئوری، فرآیند طراحی و نگهداری محیطی تلقی شده که در آن افراد در قالب گروههایی با هم کار میکنند، تا به صورت کارآمد به اهداف تعیین شده دست یابند و عموما این دانش حول پنج کارکرد برنامهریزی،ساماندهی، نیروی انسانی، هدایت و کنترل سازمان مییابد.
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع، امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت میگیرد.
در نگاه دیگر مدیریت شهری تلاشی است برای هماهنگ کردن و یکپارچه کردن اقدامات دولتی و خصوصی برای چیرهشدن برای مسائلی که ساکنان شهرها با آن مواجهاند که در رأس آن عنصری برای برنامهریزی اداره امور کنونی و آینده قرار میگیرد.
ابعاد مهم سرمایه اجتماعی؛ آگاهی، اعتماد و مشارکت است.
پیش شرط اولیه برای مشارکت اجــتماعی “آگاهی” است. آگاهی یک متـغییر معرفتی متعلق به افراد است. جایی که افراد از ماهیت مسائل اجتماعی آگاه نمیشوند یا ابزارهای موجود برای جوابگویی به این مشکلات بیخبرند، فرصتهای مشارکت اجتماعی پایینتر خواهد بود.
در واقع سرمایه اجتماعی از طریق کنش مبتنی بر آگاهی و شناخت متقابل حاصل میشود و محصول تلاش پایانناپذیری است که برای نهادینه کردن ارزشهایی که در تولید و بازتولید روابط پایدار و سودمند منافع مادی یا معنوی گروه را تأمین میکند، صورت میگیرد و حاصل اعتماد و تعامل متقابل، احساس هویت جمعی و گروهی و وجود تصویری مشترک از آینده است.
اعتماد همکاری میان افراد را تسهیل میکند و همکاری نیز اعتماد ایجاد میکند. اعتماد مستلزم پیشبینی رفتارهای طرف مقابل است. در جوامع کوچک و به هم پیوسته این پیشبینی بر اساس اعتماد صمیمانه صورت میگیرد؛ یعنی اعتماد به آشناییهای نزدیک افراد بستگی دارد اما در جوامع بزرگتر اعتماد غیرشخصی ضرورت دارد. متاسفانه تعریفی دقیقی از معنای واژه اعتماد وجود ندارد و با توجه به موضوع ما داشتن انتظارات مطمئن نسبت به فرد یا سازمان (فرهنگ انگلیسی آکسفورد) بهترین تعریف باشد.
واژه مشارکت به معنای درگیری و تجمع برای منظوری خاص میباشد. در مورد معنی لغوی آن بحثهای فراوانی وجود دارد ولی در مجموع میتوان جوهره اصلی آن را درگیری، فعالیت و تأثیرپذیری دانست.
مشارکت اجتماعی را میتوان فرآیند سازمان یافتهای دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلالبانه و جمعی با در نـظر داشتن هدفهای مشخص برای سهیم شدن در منابع قدرت انجام میگیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی، انجمنها، گروهها، سازمانهای محلی و غیردولتی است.
از دیدگاه جامعه شناختی بین مشارکت به معنی حالت یا وضع مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل مشارکت) تفاوت وجود دارد.

مشارکت در معنای دوم از تعلق به گروه خاصی داشتن و سهم داشتن در هستی آن خبر میدهد و معنای شرکت فعالانه در گروه را میرساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده، نظر دارد مشارکت در عرصه مدیریت شهری به هر دو معنی به کار میرود؛ مفهوم اول مشارکتکردن را میتوان مختص به همکاری بخش خصوصی با شهرداری دانست و در مفهوم دوم یعنی مشارکت فعال در همکاری بخش مردمی با شهرداری تعریف نمود.
افزایش سرمایه اجتماعی سبب پایین آمدن جدی سطح هزینههای عملیاتی سازمانها برای اداره جامعه میشود زیرا که با جلب مشارکت و همیاریهای مردمی، هزینههای ارایه خدمات، تبادلات و تعاملات سازمانهای شهری گوناگون مانند بازسازی بافتهای فرسوده، حفظ و مراقبت از امکانات و تجهیزات شهری، پاکیزگی و زیباسازی محلات، تفکیک پسماند از مبدا، توسعه فضای سبز، کنترل و نظارت از راه سلسله مراتب و مقررات بوروکراتیک را در حد قابل توجهی کاهش میدهد و این نشانگر نقش بسیار مهمتر سرمایه اجتماعی از سرمایه فیزیکی و انسانی در جوامع شهری است (یعنی سطح اعتماد از حد فردی به سطح اجتماعی انتقال یافته و شهروندان و مدیران شهری به یکدیگر اعتماد دارند)
عضویت در نهادهای مدنی نظیر انجمنهای صنفی، حرفهای، شوراهای شهری و محلی، کتابخانهها، انجمنهای علمی، ورزشی، هنری، اجتماعی و گروههای حامی محیطزیست، انجمنهای تجاری و … را میتوان یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی دانست.

حضور افراد در نهادهای اجتماعی سبب پرورش و توسـعه فرهنگهای صنفی و حرفهای شده و ضمن ایجاد سطح بالاتری از مشارکت و تعلق اجتماعی، موجب تسریع و کاهش بسـیاری از هزینههای توسعه شهری میشود.
مدیران شهری میتوانند با حمایت موثر از سازمانهای غیردولتی در افزایش تعلق خاطر شهروندان به هنجارهای زندگی شهری، ارتقای سطح اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی گامهای موثرتری بردارد.
شهرهای دارای سرمایه اجتماعی مناسب با ویژگیهای زیر شناخته میشوند:
ü رشد و توسعه متوازن
ü جریان آزاد اطلاعات
ü تراکم تعاملات اجتماعی، فرهنگی و نظم اجتماعی پویا
ü اعتماد عمومی، نهادی، بین بخشی و تعمیمیافته با درصد بالا
ü هنجارهای مناسب و تسهیلکننده فعالیتهای جمعی، مدنی، همیاری اجتماعی مادی و فرامادی
ü تعامل و همکاری متقابل بین بخشهای عمومی، دولتی و خصوصی
ü پایبندی مسئوولین شهری به ارزشهای اخلاقی مثبت چون پاسخگویی، تعهد، صداقت، تلاش، آیندهگرایی و عام گرایی
ü شهروندی فعال که مستلزم دو عنصر اخلاق، مسئوولیت و تعهد نظری و عملی بین شهروندان و آگاهی از حقوق خویش و دیگران (آشنایی با حقوق شهروندی)
ü کیفیت محیطی بالا و به تبع آن رضایت محیطی و تعلق و تعهد مکانی و اجتماعی در شهروندان که سبب تعریف هویت فراجمعی به واسطه محیط زندگی شود
ü تعاملات بین نسلی، قومیتی و مذهبی
ü مدارای اجتماعی و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی
ü مدیریت شهری مشارکتی و پرهیز از مدیریت متمرکز
با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در برنامهریزیهای شــهری، توجه به این موضوع در توسعه پایدار شهری بسیار موثر است.
راهکارهایی برای تعالی مدیریت شهری با استفاده از افزایش سرمایه اجتماعی وجود دارد که در مقالات بعدی به آن پرداخته خواهد شد.
منابع
۱٫ حسین کماسی ،سیدعلی حسینی (۱۳۹۳) تبیین رابطه عملکرد مدیریت شهری و سرمایه اجتماعی شهروندان مجله علمی- پژوهشی برنامه ریزی فضایی (جغرافیا) سال چهارم، شماره سوم پاییز۹۳
۲٫ امیرحسین فرزبد – سرمایه اجتماعی و کارکرد آن در توسعه و مدیریت شهری ارائه شده در روزنامه شهرآرا
۳٫ فرهاد فرهنگ فر- اهمیت توسعه سرمایه اجتماعی در مدیریت نوین شهری وبلاگ شخصی http://www.farhangfar.blogfa.com/post-23.aspx





