گیلان فردا نوشت: زباله، طلای کثیف است. آنقدر ارزش دارد که برای خودش مافیا هم داشته باشد. گاراژدارانی که یک عده آدم های مستمند و نیازمند را جمع می کنند و یک عدد گاری دستشان می دهند تا به کوچه پس کوچه های شهر بروند و هرچه کهنه و زباله است را جمع کنند و بخرند. عملی که با اعتراض سازمان محیط زیست و شهرداری مواجه شده و سال هاست که محل مجادله این دو نهاد دولتی و گاراژداران شده است.
سازمان محیط زیست می گوید که بهم ریختن زباله ها توسط گارچی ها منجر به کثیف شدن شهر می شود و حضور انبارهای جمع اوری زباله متعلق به گاراژداران نیز مغایر با معیارهای زیست محیطی است و شهرداری هم معتقد است که شبکه بزرگ گاراژداران ، شرکت های پیمانکاری جمع آوری زباله را ورشکست کرده اند. حتی کار به شکایت رسید و سال گذشته دادستانی گیلان دستور به پلمپ گاراژها داد اما وقتی گاری چی ها جلوی سازمان محیط زیست تجمع کردند و عده ای از سیاسیون هم به این دلیل که گاری چی ها نیاز به درآمد دارند از آن ها حمایت کردند ، در نهایت، نتیجه این شد که سازمان محیط زیست از گاراژها رفع پلمپ کرد. سازمان محیط زیست اما برای این رفع پلمپ از گاراژداران تعهد گرفت که تا ۱۵ اسفند ۹۳ انبارهایشان را به خارج از شهر منتقل کنند که تا الان هم این اتفاق نیفتاده است.
شهرداری طبق دستور صریح استاندار گیلان باید طرح تفکیک از مبدا و جمع آوری زباله و مشکل پسماندها را حل کند اما گاراژداران را یکی از موانع این کار می بیند. گاراژداران بدون داشتن مجوز زباله های خشک را از بازاریان و هتل داران و رستوران داران می خرند و پیمانکاران طرف قرارداد با شهرداری را از این طلای کثیف بی نصیب می گذارند. گاراژداران می گویند که مجوز جمع آوری زباله دارند اما شهرداری معتقد است که این مجوز تنها برای جمع آوری آلومینیوم است. از طرفی گاراژداران وضعیت بد اقتصادی گاری چی ها را بهانه می آورند که در صورت انحلال گاراژها این قشر ضعیف اجتماع دچار بحران های جبران ناپذیر اقتصادی می شوند. شهرداری هم می گوید طرحی دارد که نمی گذارد هیچکدام از این گاری چی ها بیکار بمانند و آن ها را جذب شرکت های پیمانکار می کند. حال باید دید اختلاف بین شهرداری و گاراژدارها به کجا می رسد؟ از یک طرف وجود گاراژدارها منجر به ثروتمند شدن بی قاعده صاحبانش شده است بی آنکه معیارهای زیست محیطی رعایت شود و از یک طرف ترس از بیکار شدن گاری چی ها به خاطر تعطیل شدن گاراژداران وجود دارد؟ از یک طرف دادستانی دستور پلمپ گاراژها را صادر کرده و از طرف دیگر فشارهای سیاسی و اجتماعی سازمان محیط زیست را وادار به رفع پلمپ گاراژها بدون دستور مجدد دادستانی کرده است؟ آیا شهرداری می تواند این معضل را بدون بروز کمترین آسیب های اجتماعی حل کند؟




