سلام بر شهر من رشت ، سلام بر روح بلند شهدای شهرم ، سلام بر مردم خونگرم شهرم ، در ۲۲ تیرماه ۱۳۴۱ پدرم در یکی از قدیمیترین محلات رشت که نامش کرد محله هست بدنیا آمد ، پدربزرگ مرحومم که راننده ماشین سنگین بود و معروف به مشت کاسه آقا بود در قلمستان رشت بدنیا آمده بود ، پدرم وقتی با مادرم در سال ۱۳۶۶ ازدواج کرد ، داماد اهالی ساغریسازان محله تاریخی رشت شد ، منم بعد از چهار سال با نذر پدر و مادرم از امام روف علی ابن موسی الرضا (ع) در همان کرد محله رشت بدنیا آمدم ، برادرم میثم پس از چهار سال اختلاف با من چشم به دیده جهان گشود ، ولی اینار دیگر خانه ما در انتهای شهرک شهید بهشتی بلوار دیلمان بود ، ما یک خانه ساده و بدون زرق و برق داشتیم ولی پر از مهر و محبت بود ، ولی پس از سالها زندگی کردن در آن خانه ، دلمان حال و هوای محله قدیمیان را کرد و آمدیم در اطراف خیابان فلسطین نزدیک به محل تولد پدری ام یک واحد آپارتمانی دو اتاقه خریدیم و هنوز هم اینجا زندگی میکنیم ، دوره اول انتخابات شوراهای شهر بود که پدرم تصمیم به کاندیداتوری در شورا گرفت و به پشتوانه سالها معلمی و کارهای متعدد فرهنگی بدون هیچگونه سرمایه مادی کاندید شد و با آن همه هیاهوهای سیاسی آن زمان دور از حمایت خاصی از هیچ جناحی بعنوان عضو عدل البدل شورا انتخاب شد ولی تازه اول راه بود ، او مجدداً باز به پشتوانه سرمایه معنوی خود که همین مردم خوبمان بوده و هستند در دومین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر رشت شرکت کرد و با اختلاف ناچیزی نفر دوم انتخابات شد و جمع اکثریت آن دوره اعضا شورا تصمیم گرفتند که او رییس شورا شود و این تصمیم تا پایان دومین دوره شورا مستمر باقی ماند و وی چهار سال رییس دومین دوره شورای اسلامی شهر رشت شد ، آن شورا فراز و نشیبهای زیادی همانند تغییر مکرر شهرداران داشت ولی نکات مثبتش آن بود که شهرداری رشت را از یک نهاد صرف خدماتی و عمرانی به یک نهاد فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرد و دو سازمان مهم فرهنگی و ورزشی و پسماند را تاسیس کرد و افزایش چشمگیر سالانه در بودجه عمرانی و جاری شهرداری و افزایش تعداد کمیسیونهای تخصصی شورا از دیگر اقدامات مثبت آن زمان بود ، این تازه اواسط راه بود ، تازه پدرم به همراه جمع اقلیت همکاران شورایی خود حس کرد که چقدر کار کردن در یک نهاد مدنی مثل شوراها که سلایق مختلف قومی ، قبیلهای و سیاسی در آن بواسطه رای مستقیم مردم میباشد سخت است و شوراها هنوز که هنوزه به جایگاه اصلی خود نرسیدند و عملا در قالب هیأت مدیره شهرداری عمل میکنند و مدیریت یکپارچه شهری در حد حرف و شعار میباشد
پدرم باز خود را برای سومین دوره انتخابات شورا کاندید کرد و وارد کار و زار انتخابات شد ، در همان زمان که کاندید شد هنوز رییس دومین دوره شورا بود و خیلی کم به ستاد انتخاباتی خود سر میزد ، ما و دوستان و مردم بهش گله میکردیم که چرا نمیای به ستاد خود بیشتر سر بزنی ؟! و بیشتر برنامه ریزی انتخاباتی نمیکنی ، او ولی در جواب سوالات ما میگفت : من را همکارانم بعنوان رییس شورا برگزیدند و مردم بعنوان منتخب خود ، پس باید به وظیفه سنگینی که بر دوشم هست برسم و اگر عملکرد و سوابقم قابل قبول باشد ، با توکل بخدا و اعتماد مجدد مردمان دیارمان میشود لباس خدمتگزاری را در پارلمان محلی شهرم بر تن کنم و پیش بینیش هم درست درآمد و او برای دومین بار بعنوان خادم مردم در شورای اسلامی رشت انتخابات شد ، ولی این شورا و منتخبینش فرق میکردند ، جناج بندی ها قبل از شروع بکار رسمی سومین دوره شورا شروع شد و شورا در آن زمان به دو جناح اکثریت و اقلیت تبدیل شد ، دیگر او برای کاندیداتوری ریاست شورا اعلام آمادگی نکرد و بعنوان یک عضو عادی شورا با پشتوانه تجربه چهار ساله ریاست شورای دوره دوم بعنوان رییس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی که علاقه ، تخصص و تجربه بیش از سه دهه فعالیتهای کاری خود بود ، کار شورای اش را به همراه همکاران و مردم خونگرم شهر باران شروع کرد ، شورای دوره سوم را میتوان به جرات بعنوان جنجالی ترین شورای شهرهای شمال کشور نامید و نافرجام بودن و انحلال آن را یکی از تلخ ترین اتفاقات شهر یاد کرد ، ولی این نکته هم نباید فراموش شود که آن شورا پر از حرف های ناگفته میباشد و عملکردهای مستند دوره سوم شورا که مهم ترین آن را میتوان به ساخت همزمان پنج پل همسطح و غیرهمسطح و برنامه های متعدد فرهنگی ، اجتماعی ، آزادسازی خیابان های اصلی شهر و غیره و غیره که در آینده بیشتر در خصوصش صحبت میشود یاد کرد ، اکنون تقریباً پنج سال از عمر شورای سوم میگذرد و پس از رو به کارآمدن شورای چهارم که با حضور اکثریت افراد جدید در حوزه کار شورایی و مدیریتی و با عملکردهای مثبت و منفی و تنش های زیادی که رکورددار تیتر پایگاه های خبری محلی بودهاند و با انتخاب دو شهردار که دومین شهردار منتخبشان همان آخرین شهردار منتخب شورای دوره سوم بود یاد کرد
، در این مسیر دشوار و مهم جا دارد برای همه منتخبین دوره های پیشین شورا که به سهم خودشان برای شهرمان زحمت کشیدند و کاندیدهای جدید شورای اسلامی شهر رشت آرزوی توفیق ، موفقیت و عاقبت بخیری از درگاه خداوند متعال داشته باشم
و در آخر دلنوشته ام این شعر زیبا به ذهنم رسیده است که تقدیم مخاطبان و مردمان دیارم میکنم
( خدایا چنان کن سرانجام کار ، تو خشنود باشی و ما رستگار )
فرزند کوچک شهر باران
مصطفی عاقل منش






