واژۀ «شهر دوستدار کودک» از اواسط دهۀ هشتاد وارد ادبیات مدیریت شهری ایران شد و بدون آنکه مفهوم واقعی آن درک شود مورد توجۀ برخی از مدیران شهری کشور قرار گرفت تا در کنار مفاهیمی همچون «شهر سبز» و «توسعۀ پایدار» زینتبخش سخنرانیهای برخی مدیران در همایشها شده و گامهای نخست اجرای آن به شکلی ناقص برداشته شود.
«شهر دوستدار کودک» شهری است که برمبنای حقوق، نیازها، ویژگیها، علایق و امنیت کافی برای کودکان طراحی و ساخته شود. در شهر دوستدار کودک امکاناتی نظیر پارکها و اماکن بازی ایمن، وسایل بازی متناسب با مراحل مختلف رشد کودکان، معابر امن در پیادهراهها و خیابانها، مبلمان شهری مناسب، دسترسی راحت به مکانهای آموزشی و آموزشگاههای آزاد، اماکن و امکانات ورزشی مناسب، مراکز ویژۀ خدماتدهی به کودکان دارای نیازهای ویژه و تواناییهای متفاوت و… به صورت برابر و بدون هیچ تبعیضی برای زیست کودکان فراهم میشود.
بر اساس پیماننامۀ بینالمللی حقوق کودکان، آنان حق مشارکت در امور مربوط به خود را دارند؛ بنا بر تفسیر کمیتۀ حقوق کودک سازمان ملل متحد، منافع عالی کودکان بدون مشارکت آزادانه و فعالانۀ کودکان قابل تحقق نخواهد بود. این مشارکت تنها به معنی کمک به پدر و مادر یا درخواست از او برای انجام کاری برای خود یا دیگران نیست، بلکه دربرگیرندۀ برپایی انجمنها و اجتماعات، اظهارنظر دربارۀ برنامههای مربوط به کودکان و تاثیرگذاری در سیاستگذاریها است که قطعا این مشارکت، بدون آزادی بیان و حق دسترسی آزادانه به اطلاعات امکانپذیر نخواهد بود. به عنوان مثال، کودکان در مسائل زیستمحیطی از ذینفعان اصلی محسوب میشوند بنابرین حق دارند برای تأمین امنیت و پایداری آن مشارکت مستقیم و مؤثر داشتهباشند. پس باید اطلاعات لازم در زمینه اکوسیستم، گرمایش زمین، تخریب محیطزیست و… در اختیارش قرار گیرد تا بتوانند به روشهای محافظت از محیطزیست فکر کنند و در محافظت از زمین نقشآفرینی کنند.
نبود شرایط مشارکت کودکان یکی از اصلیترین حلقههای مفقودۀ برنامههای مربوط به شهر دوستدار کودک در ایران است. این مشارکت قطعاً با دستور از بالا و قوانینی از پیش تعیینشده نمیتواند جایی در اجرای مقولۀ شهر دوستدار کودک باز کند؛ بلکه باید برای کودکان امکاناتی فراهم شود که بتوانند با مسائل دنیای پیرامون خود آشنا شوند و با حضور در همایشها، فعالیتها و برنامههای ویژه کودکان بر تجربیات اجتماعی خود بیافزایند. در واقع مدیریت شهری باید علاوهبر ایجاد الزامات سختافزاری، با فرهنگسازی شرایطی را فراهم آورد تا کودکان برای مشارکت و خلاقیت تشویق شوند و کودکان ذهنیتی جستجوگر یابند البته این امکان جستوجو نباید معطوف به تقویت فردیت تکافتاده شود بلکه مستلزم تقویت فردیتی است که تحقق منافع خود را در تحقق منافع همگانی بیابد.
یکی دیگر از ارکان اصلی پیماننامۀ بینالمللی حقوق کودکان، برابری و مورد حمایت قرارگرفتن در برابر هرگونه تبعیض است. این بدان معنی است که در شهر دوستدار کودک باید خدمات شهری با یک کیفیت و کمیت در مناطق مختلف ارائه شود به عنوان مثال پارکها و فضای سبز، زیباسازی سیمای شهر، اماکن بازی و… بدون هیچ تبعیضی بین مناطق مرفه و فقیر شهر توزیع شوند تا همه کودکان شهر از امکانات برابری منتفع شوند نه آنکه به شکل تبعیضآمیزی بر اساس میزان سرمایۀ اجتماعی- اقتصادی ساکنان مناطق شهری اجرا شوند.
در یک شهر دوستدار کودک باید کلیۀ خدمات زیربنایی و روبنای شهری از جمله بهداشتی، درمانی، آموزشی، تفریحی و… بهشکل برابر و عادلانه بین کودکان تقسیم شود و حقوق کودکان باید به عنوان یک شهروند به رسمیت شناخته شود. البته مفهوم شهر دوستدار کودک در مناسبسازی معابر و ساخت اماکن بازی و نظایر آن برای کودکان خلاصه نمیشود؛ همانگونه که کودکان حق بازی دارند، حق تنفس از هوای سالم را نیز دارند و قطعا شهری که در آن عبورومرور و بازی کودکان در هوای آلوده، سلامت آنان را به خطر میاندازد، شهر دوستدار کودک نیست. کار کودک که در هر شکلی مانع آموزش، سلامت روحی و جسمی آنان میشود باید ممنوع شود؛ شهری که در آن کودکان عمر خود را در گوشۀ تاریک کارگاهها و کنار چهارراهها برای فروش گل، آدامس و… تلف میکنند و یا مورد خشونتهای شهری قرار گرفته و آسیبهای روانی و جسمانی را تحمل میکنند شهر دوستدار کودکان نیست.
فاطمه شعاع شرق فعال مدنی





