من که هستم؟
دنیای امروز، دنیای عجیبی است که در آن سکنا داریم.
هر روز بیش از پیش اخبار تکان دهنده ای از گوشه و کنار دنیا
هر روز حادثه ای تلخ
هر روز بلایی آسمانی و ناشناخته که ما را به کام خود می گیرد
انواع و اقسام سرطان ها و بیماری های لاعلاج، آلودگی آب، جنگ و خونریزی، ریزگردها، خشکسالی و مرگ، بی آبی، بی خانمانی و مهاجرت و دور بودن از حداقل خدمات بهداشتی و …
ما شاید که هیچ…!
با کودکان مان چه می کنیم؟
آن ها که قرار است روزی زمین را به آن ها بسپاریم و بدرود بگوییم شان …
به واقع زمین را برای آن ها چگونه می خواهیم؟
میراث ما برای آن ها چه خواهد بود؟
من قبول ندارم که دردهای امروزی که می کشیم بلای آسمانی باشد؛ که همه ی آن ها نتیجه نابخردی خودمان است که کوتاه یا بلندمدت آسیب شان به خودمان بازگشته است ولی کاش آسیبش را تنها خودمان می خوردیم …
جهان، دهکده ی کوچکی شده است. برگ کوچکی در آن سوی دنیا که فرو می ریزد نتیجه اش دور یا نزدیک دامان همه ی ما را فرخواهد گرفت. انسانیت دیگر مرزی ندارد. آنچه بی شک امروز می کاریم فردایی دور یا فردایی خیلی نزدیک شاهد برگ و بال گرفتنش خواهیم بود.
کاری نکنیم که زندگی علفزاری هرز شود و پیچکی نفس گیر به دور درخچه های کوچک مان بتند و نفس کشیدن را برآن ها تنگ کند.
تالاب ها را بی مدیریتی خشک می کنیم، گوشه گوشه ی زمین را به تلی از زباله مبتلا می کنیم، هوا را آلوده می سازیم تا سنجاقک ها و پروانه ها بدرود بگویند از زمین؛ آب را نابخردانه مصرف می کنیم شاید از غرض ورزی و دشمنی با دیگری اما نمی فهمیم به چه قیمتی تمام می شود این لجبازی هایمان.
بی مدیریتی و بی زیرساختی آسمان خراش می سازیم در کجا مهم نیست برای مان، شاید وسط انبوهی از ارزشمندترین درختان دنیا که اگر نباشند از آسیبش حتی روی نرم ترین و راحت ترین تخت پادشاهی دنیا هم مصون نخواهیم بود.
به واقع! آینده را برای خود نخواسته ایم؛ برای کودکانمان کمی هوای پاک، کمی درخت، کمی بوی دریا، کمی سلامتی و کمی زندگی و انسانیت باقی بگذاریم.
من یک بازرس بهداشت محیط هستم.
من یک سرباز گمنام هستم که عاشقانه برای حفظ زمینی پاک و برای حفظ سلامتی مردمم تلاش می کنم.
مردمم مرا نمی شناسند و دولت در شناخت پیشه ی من برنامه ای ندارد و جوانان نمی دانند چگونه می توانند به این راه گام بگذارند؛ دولت من درمان را بر پیشگیری و بهداشت در اولویت قرار می دهد.
از من به پاس جنگیدن هایم قدردانی نمی شود.
من یک بازرس بهداشت محیط هستم.
براستی که کسی مرا نمی بیند.
اما من عاشقانه برای سلامتی کودکان این سرزمین و داشتن خاک و آب و هوایی پاک با پلیدی ها می جنگم.
ما … بازرسان بهداشت محیط در سیستم های مراکز بهداشتی درمانی در کل کشور به ارایه خدمت مشغولیم.
در تعریف واژه ی “بهداشت محیط” آمده: کنترل عواملی از محیط زندگی انسان که به گونه ای روی سلامت جسم، روان و اجتماع تاثیرگذار هستند.
محورهای فعالیت بهداشت محیط را می توان در قالب های زیر وارد کرد:
- تامین آب و مواد غذایی سالم
- بررسی و تعیین مکانیسم های بیماری های منتقله توسط محیط و نحوه ی پیشگیری و کنترل آن ها
- تصفیه و دفع بهداشتی فاضلاب ها
- دفع و تصفیه مواد زائد جامد و سمی
- کاهش آلودگی هوا، آب، مواد غذایی و صدا
- کنترل عوامل مخاطره آمیز محیط کار
من بدنبال نام و نشان نیستم، من داوطلب خدمت به مملکتم، مردم و شهروندان سرزمین مادریم هستم، می خواهم کودکان ایران در سرزمینی توسعه یافته با سلامت جسمی، روانی و محیطی پاک زندگی نمایند.
فاطمه ارمک – کارشناس بهداشت محیط مرکز بهداشت لشت نشاء
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -







درود بر سربازان گمنام عرصه سلامتی که در خط مقدم نظام سلامت قرار دارند