سیما… روی دستهایش، لکههای تیره و عمیق جا خوش کردهاند؛ آرنجش زخمیست و انگشتان دست چپش آنقدر متورماند که هر حرکت سادهای، به رنجی تازه تبدیل میشود.
چند روز پیش، در خیابان معلم رشت، بیاحتیاطی یک راننده و باز شدن ناگهانی درِ خودرو، منجر به برخوردی شدید با سیما شد؛ برخوردی که او و موتور نارنجیاش را به زمین کشاند و پیامدهای آن، همچنان بر جسم و روان او باقی است.
موتورش را قسطی خریده بود؛ هنوز اقساطش تمام نشده، اما هزینه تعمیرش حداقل پانزده میلیون تومان میشد. افسر راهنمایی و رانندگی گفته بود اگر توافقی صورت نگیرد، موتور به پارکینگ منتقل میشود.
نبود سند رسمی برای موتور و همچنین عدم امکان دریافت گواهینامه برای سیما، شرایط را برای او پیچیدهتر کرده بود. وضعیتی که عملاً او را در موقعیتی قرار داده که ناگزیر به پذیرش توافقی حداقلی و چشمپوشی از بخشی از حقوق خود شود.
وقتی از موتورش حرف میزد، برق چشمانش با غمی پنهان میلرزید. دلخوشی کوچکش و شاید تکهای از استقلالش در گوشه تعمیرگاه زخمهایش را تازه میکرد.
سیما، نمونهای کوچک از چالشهایی است که زنان، در مسیر دستیابی به حقوق خود با آن مواجه میشوند؛ جایی که ترس و ناآگاهی، عملاً مانع از پیگیری حق قانونی میشود.
با وجود اینکه بر اساس قانون، دریافت دیه در تصادفات رانندگی برای افراد فاقد گواهینامه نیز امکانپذیر است، بسیاری از زنان بهدلیل محدودیتها در دریافت گواهینامه و ترس ناشی از آن، از پیگیری حقوق قانونی خود صرفنظر میکنند. این وضعیت، نمونهای از نابرابری در دسترسی به حقوق شهروندی است که موجب میشود بخشی از آسیبدیدگان، بدون جبران خسارت باقی بمانند.
در همین حال، مأموران راهنمایی و رانندگی نیز با چالشهای متعددی در این حوزه مواجهاند. به گفته یکی از افسران، با آغاز فصل گرما، تعداد زنان موتورسوار افزایش مییابد و بهتبع آن، احتمال بروز تصادفات بیشتر میشود. وی تأکید میکند که ارتقای آموزش و آگاهیبخشی میتواند نقش مهمی در کاهش این حوادث و همچنین آشنایی افراد با حقوق قانونی خود داشته باشد.
در مجموع، به نظر میرسد بازنگری در برخی محدودیتها، میتواند به کاهش ناراضیسازی نیمی از جامعه کمک کند…
منبع: گیل خبر





