حضور دوباره احسان حاجصفی در فهرست تیم ملی، بار دیگر بحث قدیمی «تجربه یا جوانگرایی» را زنده کرده است. بازیکنی با سالها سابقه در تیم ملی و فوتبال اروپا، که کادر فنی معمولاً با تکیه بر فراتر از توان بدنی لحظهای او را به اردو دعوت میکند؛ اما این انتخاب همچنان محل پرسش جدی است.
از نگاه کادر فنی، حاجصفی شاید بتواند نقش یک مربیِ داخل زمین را داشته باشد؛ بازیکنی که در لحظات بحرانی، نظم تاکتیکی تیم را حفظ میکند و دستورات فنی را به سایر بازیکنان منتقل میسازد. در کنار این ویژگی، ثبات و کماشتباه بودن او نیز یکی از دلایل اعتماد کادر فنی است؛ خصوصاً در تورنمنت بزرگی مثل جام جهانی که فشار روانی میتواند روی بازیکنان جوان تأثیر بگذارد و به اشتباهات پرهزینه منجر شود. علاوه بر این، قابلیت بازی در چند پست، از دفاع چپ تا هافبک دفاعی و حتی پستهای ترکیبی، او را به نوعی آچار فرانسه برای فهرستهای محدود تیم ملی تبدیل کرده است.
با این حال، یک پرسش فنیِ اساسی مطرح است: آیا حاجصفی حقیقتاً بازیکنِ «غیرقابل جایگزینی» است؟ نگاهی به ویترینِ لیگ برتر فوتبال ایران نشان میدهد که بازیکنان جوان، دونده و باکیفیت در همین پستها کم نیستند؛ بازیکنانی که نه تنها از نظر توانایی فردی و هوش تاکتیکی دستکمی از حاجصفی ندارند، بلکه به واسطهی سن و سال خود، ضریبِ انرژی و سرعتِ بالاتری را به تیم تزریق میکنند. در واقع، اصرار بر دعوت از حاجصفی این باور را تقویت میکند که کادر فنی به دنبالِ «نامهای مطمئن» است تا «کیفیتِ روزِ فوتبال»، چرا که گزینههایِ جایگزین نه تنها کم نیستند، بلکه آمادهتر و مهیاتر برای درخشش در میادین بزرگتری هستند.
همچنین باید گفت که نقد اصلی به این انتخاب همچنان پابرجاست. فوتبال مدرن بیش از هر زمان دیگری بر سرعت، دوندگی و فشار مستمر استوار است؛ سه مؤلفهای که حضور یک بازیکن ۳۶ ساله در پستهای پرفشار، بهویژه در جناحین، میتواند آن را با چالش مواجه کند. منتقدان میگویند وقتی یک بازیکن باتجربه جای یک جوان باانگیزه را میگیرد، عملاً مسیر رشد نسل بعدی هم مسدود میشود؛ نسلی که باید در تورنمنتهای بزرگ تجربه بیندوزد، اما فرصت آن را از دست میدهد.
از همین زاویه است که برخی کارشناسان، تصمیمهای اینچنینی را محصول نتیجهگرایی مقطعی در فوتبال ایران میدانند؛ جایی که کادر فنی برای فرار از هجمههای احتمالی، به گزینههای امن و باسابقه پناه میبرد، حتی اگر این انتخاب به قیمت عقبماندن سازندگی برای آینده تمام شود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: آیا حضور حاجصفی هنوز میتواند واقعاً به تیم ملی کمک کند؟ به نظر میرسد استفاده از او، با استانداردهای امروز فوتبال که بر پایه انرژی، سرعت و دوندگی است، فاصله دارد.





