فوتبال ایران سالهاست با یک تناقض بزرگ دستوپنجه نرم میکند؛ از یک سو از «فوتبال مردمی» و عشق هواداران سخن گفته میشود و از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از منابعی که صرف اداره برخی باشگاهها میشود، از جیب مردم و مجموعههای دولتی و عمومی تأمین میشود؛ بدون آنکه شفافیت و پاسخگویی متناسبی در قبال این هزینهها وجود داشته باشد.
مسئله فقط رقم قرارداد بازیکنان یا هزینه نقلوانتقالات نیست. مسئله بزرگتر، فرهنگی است که در آن باشگاهها میتوانند هزینههای سنگین داشته باشند، زیان بدهند، قراردادهای مبهم ببندند و در نهایت کسی بهطور جدی از مدیران درباره نحوه مصرف منابع عمومی توضیح نخواهد خواست. اگر قرار است پولی که به نوعی متعلق به مردم است در فوتبال هزینه شود، باید مشخص باشد این منابع با چه مجوزی، برای چه هدفی و با چه نتیجهای خرج شدهاند.
فوتبال حرفهای طبیعتاً هزینه دارد، اما حرفهای بودن فقط به معنای قراردادهای بزرگ، خرید بازیکن و پرداخت دستمزدهای سنگین نیست. حرفهای بودن یعنی شفافیت مالی، حسابرسی دقیق، انضباط اقتصادی و پذیرش مسئولیت در برابر افکار عمومی. نمیتوان از مردم انتظار داشت مشکلات اقتصادی را تحمل کنند، اما در ساختار فوتبال، هزینهکردهای بیضابطه و تصمیمهای پرریسک اقتصادی را امری عادی جلوه داد.
نکته نگرانکنندهتر آنجاست که شکست مالی برخی باشگاهها الزاماً به معنای پایان کار مدیران نیست. در بسیاری از موارد، زیان باقی میماند، بدهی انباشته میشود و مدیران تغییر میکنند؛ اما هزینه تصمیمهای اشتباه در نهایت به ساختاری منتقل میشود که منابع آن از جایی جز جیب مردم تأمین نمیشود.
البته بحث بر سر حذف فوتبال یا مخالفت با هزینهکرد برای ورزش نیست. ورزش حرفهای میتواند صنعت، اشتغال، سرگرمی و حتی اعتبار بینالمللی ایجاد کند. بحث بر سر این است که اگر فوتبال قرار است از منابع عمومی استفاده کند، باید به همان اندازه هم در برابر مردم پاسخگو باشد.
هوادار حق دارد بداند باشگاهی که از منابع عمومی استفاده میکند، چگونه اداره میشود. مالیاتدهنده حق دارد بداند منابع کشور در چه مسیری هزینه میشوند. و مدیر ورزشی هم باید بداند که صندلی مدیریتی، چک سفیدامضا نیست.
فوتبال اگر واقعاً متعلق به مردم است، باید بیش از هر چیز به حق مردم برای دانستن، نظارت و مطالبهگری احترام بگذارد. پول عمومی نباید قربانی قراردادهای غیرشفاف، مدیریتهای ناکارآمد و رقابتهایی شود که هزینه آن را جامعه میپردازد اما سود و امتیاز آن نصیب گروهی محدود میشود.
وقت آن رسیده که در فوتبال ایران، هزینه واقعی تصمیمهای مدیریتی را حساب کنیم. منابع عمومی امانت مردم است؛ چه در ورزش هزینه شود، چه در هر حوزه دیگری، باید برای هر ریالی که خرج میشود توضیحی روشن، مستند و قابل دفاع وجود داشته باشد.





