یک روز با شکوه در روزی سرد زمستانی که به نفس های عاشق گرم بود و گرم.
یک روز باشکوه در بعد از ظهری دوست داشتنی که آغازین لحظه های آن معطر بود به عطر آیه های مهربانی از سوره های عاشق …
تلاوت قآن کریم که تمام شد گردونه عاشقی به همت آنانی که احسن الخالقین بودند به حرکت درآمد و راه افتاد، از منظرگاه قدیمی ترین پارک رشت، سبزه میدان…
… بچه های تئاتر رشت را میگویم. جوان های سخت کوش، با سلامت نفس که هر یک در حد بضاعتشان حرکتی زیبا در پهنه خیابانی داشتند که صحنه اجرا همه شده بود…
راستی بیاد دارید روزی که خواستند این فضا را از قید رفت و آمد ماشین ها خلاص کنند چقدر غر زدیم و حالا چقدر خوشحالیم؟ که همین خیابان شده جولانگاه تئاتر و بچه های تئاتر…
گردونه عاشقی که راه افتاد آدم های عاشق هم لحظه به لحظه با آنها بودند و تماشا…
لبخند هایشان، تشویق هایشان چقدر ناب و صمیمانه و دوست داشتنی بود و گویا عید زود تر آمده بود…
چه زیبا بود این بعد از ظهر با شکوه…
هر چیزی بود، اصولا همه بودند، تازه های تئاتر و پیشکسوتان که چشمانشان از تشویق دیدار جوان های هنرمند برق می زد، جور دیگری شده بود…
خدای من، مگر می شود اینهمه زیبایی را در اجراها، از محتوای اجرا ها، از لباس ها، از وسایل که یکجا بکار گرفت.
رنگی بود و رنگی، صلابت بود و صلابت و استواری برای ماندن دوباره در عرصه تاریخ گیلان.
… نمیدانم بخاطر دارید اوین بار تحقیق من بود در تاریخ تئاتر در گیلان در سال های ماضی به چاپ رسید و من آن زمان نوشتم تولد تاریخ گیلان ۱۲۸۹ بود و بعد ها دیگران بعد از من در نوشته هایشان آوردند که جلوتر از این تاریخ است. مهم نیست که چه نوشتند و چه گفتند…
مهم این است که یکبار دیگر میگویم…
تاریخ تولد تئاتر گیلان دی ماه ۱۳۹۴ است و بس…
الان این تاریخ درست است. حالا دوباره از این تاریخ به بعد تاریخ تئاتر گیلان و بخصوص رشت را نوشت.
حالا باید از شروع دوباره عاشقی نوشت…
باید از صداقت، از محبت، از مهربانی، از عشق، از ادب، از اخلاق و از همه زیبائیهای آن روز با شکوه نوشت…
… بیائید با هم رو راست باشیم، بیائید از غرولند های بی جایمان، با انتقاد های یک سویمان این همه زیبایی را نادیده نگیریم.
عزیزان، خواب کردن، تخریب و بهم ریختن آسان است، اما ساختن سخت.
بیائید همراه شویم تا بهترین ها را برای شهرمان بسازیم، خصوصا در عرصه فرهنگ و هنر که ما مشهوریم به مردمان فرهنگی و هنری…
اگر هم خواب میکنیم هدفمان ساختن باشد، در اولین نوشته ام از تخریب خیابان علم الهدی گفتم و دیدید که چه شد و شد جولانگاه زیبایی بچه های تئاتر، حالا هم سه گوشه میدان شهرمان را خراب کردن، نه به نیت نابود کردن، بلکه برای ساختن است و زیبا ساختن…
مطمئنم سال دیگر، سال ۱۳۹۵ را میگویم تولدی بزرگتر در عرصه تئاتر با فضائی که بدست می آوریم خواهیم داشت، از چهارگوشه شهر و چقدر زیبا خواهد بود این هم اندیشی، در کنار هم بودن…
همه چیز زیبا بود، شما هم زیبا ببینید.
«خدا این زیبایی را دوست دارد»
فرصت نعمتی است که به عنوان پیر تئاتر گیلان که در تمام طول ۶۰ سال فعالیت مستمر در عرصه تئاتر هرگز روزی به زیبایی آن روز ندیده بودم و حالا دیدم…
ممنونم از همه آنهایی که تلاش کردند تا این روز باشکوه دیده شود.
از شهردار محترم جناب دکتر ثابت قدم، از اعضای محترم شورای شهر رشت، از هنرمندان ، از اعضا انجمن هنری و نمایشی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت و از علیرضا قانع مدیریت سازمان و همکاران خوب ایشان در سازمان که با دست خالی اما با نفسی گرم همه چیز به زیبایی برگزار شد…
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم***فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
علی حاج علی عسکری/ پیشکسوت تئاتر





