از صبح پنجشنبه کار تبلیغات مدعیان خدمتگزاری به پایان رسید و از ساعت نه فعالیت خدمتگزاران واقعی جهت محو و پاکسازی ضایعات باقیمانده از آن ها شروع می شود. روندی که در هر انتخابات شور جدیدی می گیرد و کمتر کسی نیز برای رفع آلودگی ها و مصیبت های این مساله تدبیری اندیشیده است.
زمان کم کاندیداهای انتخاباتی جهت تبلیغات بسیاری از آن ها را به پخش پوستر و بنرهای بزرگ و اسراف بسیار زیاد در این امر کشانده است. به واقع بیشتر از آن که ما نسبت به خود کاندیداها شناخت پیدا کنیم با همین پوسترها و بنرها نسبت به حضور آن ها آگاهی داریم. این امر بیش از هر زمانی تلاش برای تغییر در مجموعه قوانین انتخاباتی را گوشزد می کند. متاسفانه این نوع از تبلیغات به گونه ای شده که برخلاف تصور عده ای که همیشه از اصطلاحات سیاسی چپ و راست برای تفاوت کاندیداها بهره می برند باید اذعان کرد که ما با دو تفکر متفاوت در انتخابات روبه رو هستیم. تفکر اول جریان«پ»(پول، پلو و پوستر، پارتی) و جریان دوم با نام«ت»(تخصص، تجربه، تعهد و توانمندی) است . این دو جریان به نوعی حرف اول را در تبلیغات انتخاباتی می زنند و اصلاح طلب و اصولگرا هم ندارد.

امروز هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی با دست کشیدن از اصول خود تنها به کسب پیروزی لیست خود می اندیشند و از همین رو به کاندیداهای جریان«پ» توجه بیشتری دارند. وقتی در جریانات سیاسی کشور مبانی اصلی فراموش شده باشد همین می شود که حاضر می شوند با بندو بست با کاندیداهایی که هیچ گونه قرابتی با افکار و اندیشه های اصولی آن ها ندارند این افراد را در لیست خود بدهند. به خاطر چه؟ چون پول و پلو و پوستر بیشتری دارند.
نگارنده در طول این چند ماه اخیر که به عنوان فعالیت ژورنالیستی با کاندیداهای مختلف به گفتگو پرداخته و یا صحبت های آن ها را دنبال کرده متوجه شده که بعضی از این افراد به واقع فارغ از دسته بندی های سیاسی به درد استان می خورند و بعضی دیگر تنها هیاهوگر و غوغاسالار هستند. البته نمی توان منکر اجماع و فعالیت حزبی شد و یا انکار نکرد که بعضی از این لیست ها از روی ناچاری بسته شده، اما مشخص است که فرایند این لیست ها تنها برای دفع خطر به صحنه آمدن رقیب است. ولی عقل ما چه می گوید؟ ما که می بینیم فلان کاندیدا که از ارزش ها صحبت می کند و موسیقی تند و هیجانی گذاشته و در روستاها با پول رای می خرد هیچ ربطی به ارزش ها ندارد( همین ها فردا می آیند برای نمایش روز رشت داد و فریاد وا مصیبتا سر می دهند). از آن سو کاندیدایی داریم که سخن گفتن بلد نیست و یا هیچ اختیاری از خود ندارد و مشخص است تنها برای خالی ماندن عریضه در لیست یک ائتلاف قرار دارد ما باید به وی رای بدهیم؟ اختیار خودمان را بدهیم دست چند نفر که برای ما لیست بستند؟ تا کی بخواهیم با بازی کردن با کلمات و تحریف سخنان این عزیز و آن بزرگوار سر خودمان را شیره بمالیم که مثلا جریان ما برنده شده است.
باور کنید بازی کردن در این مسیر به نفع ما نیست. رای دادن به لیست ها وقتی مناسب است که خودمان شناخت چندان به کاندیداها نداریم و مجبوریم به اجماع احزاب و گروه های مورد وثوق اعتماد کنیم و به تمامی افراد یک لیست« تکرار می کنم تمامی افراد یک لیست» رای بدهیم، ولی وقتی روی کاندیداهای لیست مورد نظر شناخت کافی داریم ، این اختیار دست خودمان است که به کسانی رای بدهیم که به جای پول و پلو و پوستر قرار است به درد مردم بخورند. تکرار می کنم مردم و نه فقط جناح خودمان!
گیل خبر/ سامان بدر





