این که سپیدرودی ها سرمربی خود را حتی از داماش دسته اولی و ملوان لیگ برتری زودتر انتخاب کردند نشان می دهد که تلاش برای ساختن یک تیم مناسب در فصل بعد آن قدرها هم که فکر می کنیم سرسری گرفته نشده است.
این که سپیدرودی ها سرمربی خود را حتی از داماش دسته اولی و ملوان لیگ برتری زودتر انتخاب کردند نشان می دهد که تلاش برای ساختن یک تیم مناسب در فصل بعد آن قدرها هم که فکر می کنیم سرسری گرفته نشده است. برای دومین فصل متوالی یکی از بازیکنان مشهور چندسال اخیر فوتبال رشت به عنوان سرمربی سپیدرود انتخاب می شود و این در یک نگاه کلی می تواند به معنای این باشد که نگاه مدیرانی که این باشگاه را تحت نظر خود قرار داده اند اداره تیمی تنها برای حضور حاشیه ای در فوتبال نیست. هرچند اتفاقات فصل گذشته و خرج های بی حساب و کتاب که در نهایت هم بسیاری از آن ها پرداخت نشد موجب شده است که در فصل آتی سپیدرود با هزینه کمتر وارد مسابقات بشود. دیگر از قراردادهای بالای صدمیلیونی نیز خبری نیست، اما شاید بعد از مدت ها تیم سپیدرود بتواند روال مناسب تری را از جهت باشگاه داری در لیگ دسته دوم تجربه کند.
به واقع آن چه در فصل گذشته روی داد نشات گرفته از مدیریت مقطعی بود که در نظر داشت با بریز و بپاش سردرگم به آن چه میل داشت برسد. این تفکر حتی در فوتبال نوین دنیا و تیمی چون رئال مادرید نیز در فصول مختلف با شکست مواجه شده است، چه برسد به تیمی که ناکامی به شاکله اصلی هویت تیم تبدیل شده است. از حاصل آن همه بذل و بخشش یک ساله حالا سپیدرودی مانده که بازیکنانش دیگر به کمتر از فصل گذشته راضی نیستند و همین پوست مدیران باشگاه را در گردو می گذارد. با این حال سپیدرود سال هاست خودش را در آزمون خطا و تجربه قرار می دهد و هرچند موفقیت چندانی به دست نیاورده ولی توانسته از همه این سال ها فوتبال پر استرس با پول کم و امکان موفقیت پائین خودش را نگه دارد. حالا گوئی ماه عسل باشگاه به پایان رسیده و این تیم دوباره به مسیر اصلی زندگیش برگشته است. زندگی که نه به مانند سابق سردرگم است و نه به مانند فصل گذشته با حبابی از شیرینی های مقطعی و گذرا قرار است تلف شود.
شاید این گونه بتوان استنباط کرد که سپیدرود کم کم به بستری از واقعیت دست یافته است که بتواند از حاصل پتانسیل بزرگی که در بین هواداران دارد خودش را آرام آرام به بالا بکشاند. این که حضور علی نظر محمدی به عنوان سرمربی این باشگاه چقدر به این امر کمک می کند چندان معلوم نیست، ولی او یا می تواند به این گذار آرام کمک کند و یا دوباره تیم را به ناکامی( شاید هم انحلال) سوق دهد. در نگاه کلی همین که مالکین سپیدرود سعی کردند دوباره به این تیم کمک کنند جای خوشحالی دارد ولی باید دانست که سرمایه داری و بخش خصوصی در ایران چندان صبور و با گذشت نیست، نظر محمدی باید سعی کند سپیدرود را وارد یک پروسه موفقیت آمیز سود ده کند، وگرنه هیچ بعید نیست که حتی نام سپیدرود نیز زیر ناکامی ها غرق شود. همان قدر که این روند می تواند به موفقیت دست یابد احتمال دارد که این آخرین شرط بندی جهت اعتلای این باشگاه باشد.





