این هم برای خودش حکایتی شده. گیلان چهارمین استان رای دهنده به روحانی است. پس از سیستان و بلوچستان و کردستان که کیفیت رای شان از پیش معلوم است و پایتخت ایران که مسیرش را دو دهه است مشخص کرده، گیلان با رای درخشانی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری سربلند شد. پس همه منتظر بودند تا پایتخت فرهنگی کشور همچون ۲۰ و چند شهر بزرگ دیگر پرچم اصلاحات را بلند کند و شورای شهر رشت با اکثریت اصلاح طلبان فصل نوینی از مدیریت را به چشم ببیند. اما خب از نتیجه انتخاب رشتی ها همیشه قرار است نه گیلانی ها که حتی ایرانی ها غافلگیر شوند. همچون بهار اصلاحات در سال ۱۳۷۷ که در میان آن همه چهره سیاسی و مدیرخوش نام، یک غریبه با کلاه شاپو مدت ها سوژه رسانه های کشوری شده بود.
واقعا آیا کار اصلاح طلبان در رشت از مشهدی ها هم سخت تر بود که در کانون جبهه پایداری حماسه آفریدند و شورا را قبضه کردند؟ همیشه از پراکندگی آرا در رشت و قومیت گرایی و محله محوریِ انتخاب شهروندان صحبت و تحلیل ارائه می شود اما وقتی گیلان و رشت در رای به روحانی چنین پیشتاز است سازماندهی درست سیاسی نمی توانست این قاعده را بشکند؟ آنهم در دوره ای که کف رای اعضای فهرست اصلاحات نسبت به دوره های پیش رشد چشمگیری داشته است؟
مشکل دقیقا همین جاست: سازماندهی! رمز شکست جبهه اصلاحات در رشت همین است که اختلاف ها و صف بندی های پررنگ مانع از همدلی و همراستایی است. پس وقتی لیست امید در دقیقه ۹۰ با حاشیه ها و مجادله های فراوان به سرانجام می رسد باز هم هر کسی راه خودش را می رود و از به دوش کشیدن مسوولیت تشکیلاتی شانه خالی می کند. نقل است که در ایام انتخابات و روزهای پیش از آن به سختی می شد اعضا را یک ساعت بر سر یک میز دور هم جمع کرد. جالب تر از این نکته هم دعوای اهالی فهرست بر سر رتبه قرار گرفتن شان در لیست و بالا و پایین بودن تصویرشان در پوستر مشترک انتخاباتی است که حاضرین با تاسف و تمسخر برای غایبن در همان روزها نقل کردند و شکست این لیست را قطعی می دانستند.
درباره فهرست انتخاباتی اصلاح طلبان در رشت سخن و تحلیل فراوان گفته شده. این که سرنوشت محتوم فهرست ضعیف شکست است. خب چرا باید در میان جمع عقلا و فضلا و سرداران پرآوازه اصلاحات و چهره های ملی گیلانی و صاحب جایگاه و فعال در این انتخابات فهرست ضعیفی بسته شود که همه از پیش چیزی جز شکست برایش پیشبینی نکنند؟ فهرستی که نتیجه اش تنها واگرایی باشد، فهرستی انقدر مساله دار که آقایان جعفرزاده و حضرتی علیه ش بشورند و هر کدام لیستی مجزا منتشر کنند. فهرستی که انقدر متزلزل و بی پایگاه است که انتشار همین فهرست های موازی و جعلی خیلی زود بساط شکستش را فراهم کنند. پس به عنوان سوال اول باید پرسید که چطور می شود از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات فهرستی بیرون می آید که همه ، تاکید می کنم همه را ناراضی می کند و از پیش باخته است. آیا کسانی که این فهرست را تنظیم کرده اند نباید هزینه اشتباه شان را پرداخت کنند؟ آیا نیروهای بدنه و لایه های میانی جبهه اصلاحات نباید متقاضی پرسش و طرح موضوع از نماینده های خود باشند؟
مساله مهم تر اما عدم پایبندی تشکیلاتی و تک روی مفرط و محض اصلاح طلبان در ایام تبلیغات است. یعنی حتی کسانی که در لیست قرار گرفتند هم حاضر نشدند بخشی از بار اصلاحات را به دوش بکشند و مسوولیت سیاسی خود را به سرانجام برسانند. نگاهی به نتیجه انتخابات مشخص می کند ۳ منتخب اصلاح طلبان که در میان ۴ نفر اول قرار گرفته اند هر کدام چه پایگاه و اعتبار فردی قابل اعتنا و پررنگی داشته اند که رکورد رای در انتخابات شورا را شکستند. در انتخاباتی که مشارکت بالایی در آن ثبت شده و اقبال مردم به اصلاحات کم نظیر است با کمی همیت جمعی و همدلی و هم زبانی می شد اکثریت شورا را به دست گرفت و از پایگاه اجتماعی ۳ منتخب اصلاحات برای دیگر منتخبان بهره برد تا پس از مدت ها تصمیم های مدیریتی در رشت رنگ اصلاح طلبی به خود بگیرد و مردم طعم تدبیر و تعقل و اعتدال را پس از سال ها در اداره شهرشان تجربه کنند. اما مشاهدات میدانی در ایام انتخابات نشان می داد که ژنرال های فهرست اصلاحات هم هرکدام راه خود را رفتند و نقارهای شخصی افراد و گروه های اصلاح طلب در سرنوشت جمعی اصلاحات تاثیر خود را گذاشت. همایش های مشترک اصلاح طلبان در بی خبری و بی حالی کامل برگزار شد. بسیاری از مردم رشت تا آخرین لحظه حتی بی خبر بودند رشت لیست امیدی دارد و فریب فهرست های جعلی و موازی را خوردند. اعضای فهرست هم هر کدام ترجیح دادند سراغ پایگاه ها و سبدهای رای فردی بروند تا برای یک پیروزی جمعی تلاش کنند. همه کسانی که در ایام تبلیغات در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فعال بودند به وضوح این بی قیدی گروهی را به چشم دیده اند. جالب است که حتی متولیان ستاد اصلاح طلبان گیلان و اهالی جبهه
اصلاحات هم انگار در آن روزها قید پیروزی را زده بودند. هیچکس برای پیروزی فهرست خود را به زحمت و تک و تا نیانداخت و هر کس وظیفه را به گردن دیگری حواله داد تا در میان انبوه بنرها و پوسترها و پیامک ها، صدای اصلاحات به گوش شهروندان گوش به فرمان خاتمی نرسد و نتیجه افسوس باشد. ۳ منتخب اصلاح طلبان با سبد رای خیره کننده حالا شاید قربانی لابی ها و صف بندی های اصولگراها و مستقل ها شوند و از کسب کرسی های مهم باز بمانند. در حالی که آینده رشت در روزگاری که باز هم شهر بدون سکاندار مانده و رکوردهای تغییر شهردار و بی ثباتی را جابجا کرده، به عوض تصمیم تشکیلاتی بسته به همین چانه زنی های فردی و لابی های چهره به چهره شود و ماحصل چنین فرآیندهای نه چندان تمیزی را در دوره های قبل دیدیم که به چه سرانجامی منتهی شده است.
بی شک باید جوانان اصلاح طلب، بزرگ ترها را خطاب قرار دهند. بی شک باید برای اعتبار شهرمان کاری کرد. رشت با این سابقه درخشان در فرهنگ مداری و تجدد و نوگرایی حالا به شهری متزلزل و احساسگرا در تصمیم های کلیدی مشهور شده. شهری که در مهم ترین بزنگاه های فکری و تشکیلاتی، با یک کلاه شاپو یا جاروی پاکبانی محترم از تدبیر و تعقل فاصله می گیرد و به احساس چنگ می زند. بدون تردید یک فهرست قابل دفاع همراه با کار گروهی هماهنگ و یکپارچه و همدلانه می توانست نتیجه دلگرم کننده ای را داشته باشد و هیچ لیست موازی و نماینده ناراضی هم در سرنوشت انتخابات خللی فراهم نیاورد اما خب اگر نگاهی به مبنای مجادله اصلاح طلبان گیلان و صادق زیباکلام بیاندازید، همه چیز آشکار می شود. اصلاح طلبان گیلان حتی حاضر نشدند مسوولیت بخشی از حرف هایی که در خفا و محافل خصوصی درباره جناب نوبخت و مشی مدیریتی ایشان در استان می گویند را بپذیرند و یک منتقد صریح الهجه را وادار کنند که با لحنی تمسخرآمیز و تاسف برانگیز شکاف های اصلاح طلبی گیلان را پیش چشم همه ایران بیاورد.
بدون شک از همین لحظه باید برای ۲ سال بعد برنامه ریخت. باید عوارض این فهرست و این تفرقه را درمان کرد. شهروندان رشت منتظر اصلاح این فرآیند پر از اشکال و ایرادند. همه از هم سوال می کنند که چرا ما هم دوش مشهد و شیراز و اصفهان و کرمان و اردبیل و قزوین و… دیگر مراکز استان ها نیستیم. شورای هماهنگی و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان باید این شکست و چرایی آن را تحلیل کند و تصمیم های مقتضی و متناسب را بگیرد. اگر سرداران مقصرند باید کمی بنشینند و به حرف سربازان گوش فرا دهند و اگر جوان ترها احساسی و از سر نقارهای جوانی تصمیمی گرفته اند باید نفسی تازه کنند و به عقب نگاهی بیندازند که اگر اصلاح طلبان روال را اصلاح نکنند می شود به اصلاح خیلی چیزها فکر کرد. این شکست در روزگار پیروزی همگانی ملی باید یک بار برای همیشه درس عبرتی شود. باید اعتبار شهر باران را پس گرفت…
پیمان مقدم





