شما اینجا هستید
اجتماعی » به تتلو شلیک نکنیم؟!

تتلو
امیرحسین مقصودلو خواننده‌ای است که سابقه ده‌ساله در تولید موسیقی موردپسند جوانان دارد. به اعتقاد هوادارانش او اولین خواننده ایرانی است که سبک R&B را به زبان فارسی اجرا کرد.

  در کارنامه‌اش ترانه‌هایی با موضوعات متنوع گنجانده شده است. عاشقانه، دنس، طنز و تعدی‌طلبی با هم‌صنفانش (دیس) و البته آنچه بیشتر او را خاص می‌کند ترانه‌هایی با موضوع زندگی و وضعیت خودش است که تحت تاثیر سبک R&B راوی لحظات غم، شادی و خلجانات روحی اوست.
دو میلیون دنبال‌کننده
مشخصه دیگر امیرتتلو تعداد زیاد هوادارانش در نسل‌نو (به‌اصطلاح دهه‌هفتادی‌ها) بوده است. تحقیق خاصی برای ارزیابی این تعداد وجود ندارد اما با مراجعه به شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک با حدود ۵/۱ میلیون نفر و اینستاگرام با حدود دو میلیون نفر، پی‌گیرنده (follower)، می‌شود به استعداد او در برقراری ارتباط با نسل جوان پی برد.
تتلو از جهات دیگری به‌جز موسیقی نیز مورد توجه هوادارانش است. از آن جمله نقش‌ونگارهای قرارگرفته بر جای‌جای سطح بدنش است. او اصرار و تاکید زیادی روی این موضوع دارد و در انتخاب این نقش‌و‌نگارهای رنگارنگ و متنوع وسواس زیادی به خرج می‌دهد.
آرایش نامتعارف ظاهری
نکته دیگری که در او شاخص است پیروی و ایجاد مد در وضع ظاهر و لباس است. استفاده از زینت‌آلات، آرایش نامتعارف موی سر و گاهی ریش به‌همراه پوشیدن لباس‌هایی متفاوت با عرف جامعه، توانسته از این بابت نیز برای او هواداران زیادی جمع کند. این علاقه در تتلو تا حدی است که برندی از پوشاک و عینک و کلاه صرفا بر پایه تعدد هواداران او تشکیل شده است.
علاقه‌اش به ورزش با داشتن بدنی عضلانی قابل مشاهده است و از زمان ممنوع‌الخروج شدن تلاش کرد تا در تمرین تیم‌های فوتبال پایتخت شرکت کند بلکه مسیری جدید به‌عنوان بازیکن فوتبال در زندگی‌اش ایجاد شود که اخیرا با تن زدن مسئولان این تیم‌ها این رویای غیرمتعارف او نیز به اغما رفته است.
اظهارنظرهای ضدونقیض
در اظهارنظرهایی که به‌صورت روزانه از مقصودلو در شبکه‌های اجتماعی ثبت می‌شود مشخص است که او در‌عین‌حال که دارای استایل و تیپ‌خاص خودش است، یک جهان‌بینی منسجم و ایجادشده از تفکر و تحقیق از آن نوع که مخاطبان عمیق‌تر موسیقی می‌پسندند، ندارد. مرام رفتاری او در‌عین‌حال که عرفی و در لایه‌های سطحی سنتی به‌نظر می‌آید در خود، واجد پیچیدگی‌هایی نیز هست. هم‌زمان از خال‌کوبی یین‌و‌یانگ روی بدنش می‌نویسد، بلافاصله عید یا یک عزاداری مذهبی را تبریک یا تسلیت می‌گوید، همچنان که صلیب بر گردن دارد و با این‌همه معتقد به گیاه‌خواری است و مخالف کشتن حیوانات به هر دلیلی است و طرفدار نگهداری از حیوانات خانگی نیز هست. در ترانه‌هایش از همخانه شدن با دوستش سخن می‌گوید اما انتهای ترانه دست دادن با نامحرم را تقبیح می‌کند. خلاصه اینکه از کنکاش در رفتار و گفتار او برای رسیدن به یک ایدئال ذهنی چیزی دستتان را نمی‌گیرد. شاید به همین خاطر مخاطب جوان امروزی بیش از هر آرتیست دیگری با امیر تتلو احساس قرابت می‌کند چون بازتاب سردرگمی‌ها و تناقض‌های خود اوست.
رجزخوانی
گاهی متن‌هایی که او روزانه می‌نویسد آن‌قدر مورد توجه قرار گرفته که در محافل مخاطبان و طرفداران نوجوانش بعضی از اصطلاحات و جملات او تکیه‌کلام شده است.
موزیک‌ویدئوهای او با کیفیت‌های مطلوب فنی تولید و عرضه می‌شوند در اکثر آنها نیز خودش شخصا نقش ایفا می‌کند. و البته از همان‌ها هم می‌شود به استعدادش در show off و جذب مخاطب جوان پی برد.
با بررسی آن دسته از ترانه‌های امیرحسین مقصودلو که روایتی از زندگی‌اش به‌دست می‌دهند به‌وضوح می‌توان دریافت که دوست دارد با مسائل مد روز پیش برود. از دیگر مسائل مطروحه در ترانه‌های او سرخوردگی‌هایی در اثر ناکامی از اهداف معمول زندگی مانند شغل، ازدواج و موفقیت هنری منتج از بسته بودن فضا و.‌.‌. است. مجادله و رجزخوانی برای گروه‌ها و هنرمندان هم‌صنف را نیز به این مضامین اضافه کنید.
تتلو و توافق برجام!
اما پس از اتفاقاتی که از دو سال پیش در زندگی‌اش رخ می‌دهد با نمایان شدن آثار این تغییرات در مواضع او عده‌ای واکنش‌های پرخاشگرانه‌ای نشان دادند و تعبیرهای مختلفی از آن کردند. اما اکثریت هواداران او با واکنش خاص به این تغییر موضع، می‌دانستند او هرگز ادعایی بر قهرمانی و غیره نداشته است. هرچند که از فرق سر تا نوک پا و در ظاهر و باطن هنرمندی غیرمتعارف به‌حساب می‌آید و هیچ سعی خاصی هم در سانسور و حتی انکار خصوصیت‌های منفی خودش نداشته است.
با این معرفی می‌توان دید فاصله‌ای بین این هنرمند و هنرش وجود ندارد و همین اساس جذابیت امیر تتلو است. او همچنان خودش است و خودش را ابراز می‌کند یعنی حتی اگر نمی‌داند برجام چیست با این حال از انرژی هسته‌ای ترانه می‌سازد و در این باره در اینستاگرام مطلب می‌گذارد.
تحلیل کیفی موسیقی امیر تتلو بماند برعهده متخصصان امر. اما در حوزه متن ترانه در میان انبوه آثار این خواننده پرکار هم سطرهای قابل اعتنا موجود است و هم سطور ضعیف، اما بررسی صحیح ترانه‌ها نیاز به بررسی مصداق‌هایش دارد که خود حوصله‌ای دیگر و متنی دیگر می‌طلبد.
همواره سوپراستارهای هر نسلی توسط نسل پیشین مورد هجمه واقع شده‌اند؛ همان‌طور که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، موزیسین‌های پاپ و راک در ابتدای ظهور با واکنش منفی علاقه‌مندان موسیقی‌های سنتی روبه‌رو شدند و با لفظ‌هایی چون فوکولی و قرتی به آنان حمله می‌شد اما در ادامه راه، به علت تغییر ذائقه عامه بر جبهه مخالفان پیروز شدند و مصداق این موضوع ورود موسیقی پاپ به ایران و رواج آن در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی است. هرچند ممکن است مقایسه سطح کیفی موسیقی پاپ دهه‌های ۴۰ و ۵۰ با سطح کیفی موسیقی‌ای که تتلو ارائه می‌دهد خنده‌دار باشد و حتی سوپراستارهای متفاوت و خلاف جریان موسیقی ما نیز در موسیقی خود تنزل کرده‌اند اما این نفس تفاوت است که همواره در مقابل آن مقاومت دیده می‌شود.
امروزه نیز مخاطبان قدیمی‌تر موسیقی به دیده شک و حتی انکار به افرادی چون امیر تتلو می‌نگرند، چراکه سلیقه هنری‌شان از نوع دیگری بوده و طبیعی است که گونه‌های متفاوت موسیقی را غیرمتعارف بخوانند هرچند این مخالفت و مقاومت طبیعی به نظر می‌رسد.
موج به راه خودش می‌رود
اینطور به نظر می‌رسد که چه بپذیریم و چه نه، امروزه این نسل فضای موسیقی را به تسخیر خودش درآورده است چراکه نبض نسل جدید مخاطبان را در دستان خود گرفته است و خوب می‌داند مخاطب از آنها چه می‌خواهد. خودنمایی این نسل روشنفکربازی ندارد و برای به چشم آمدن، به فلان شاعر، نویسنده یا بازیگر نمی‌چسبد؛ سطحی یا عمیق، آنچه را که زیست کرده در ترانه‌هایش می‌خواند و هیچ توجهی هم به ارزش زیبایی‌شناختی این ترانه‌ها از دید دیگران نمی‌کند. متاسفانه اغلب کسانی که تتلو را تخطئه می‌کنند آشنایی کمی با سبک و سیاق او دارند و کمتر ترانه‌ای از او را به‎‌طور کامل شنیده‌اند. آنها به‌جای نقد و بررسی پدیده پیچیده تتلو تنها به نقد حواشی او می‌پردازند در‌حالی‌که پیش از این حواشی موسیقی او ضعیف یا قدرتمند، موردپسند یا خارج از سلیقه ما مورد استقبال جوانان و نوجوانان قرار گرفته است.
هیاهو بر سر بغبغو!
نوع برخورد ما با تتلو به‌نوعی می‌تواند معرف میزان تسامح و پذیرش گونه‌های رفتاری متفاوت در میان مردم باشد، که متاسفانه با همین مقیاس هنوز فاصله زیادی با جامعه‌ای متعادل داریم. تجربه ثابت کرده است این‌گونه موسیقی‌ها با یک موج فراگیر می‌شوند و بعد از مدتی کوتاه فراموش شده و موج جدیدی جایگزین آنها می‌شود پس این‌همه مخالفت و هیاهو بر سر چیست؟
واکنش منفعلانه جامعه‌شناسانی همچون اباذری
شاید تیپ و رفتار جنجال‌برانگیز این خواننده موردپسند ما نباشد اما همین مقبولیت او در میان جوانان و نوجوانان می‌تواند نشان از تغییر الگوهای زیبایی‌شناختی در نسل جوان را به‌روشنی نشان دهد و بی‌تردید جامعه‌شناسان و البته اساتید موسیقی ما از درک درست این پدیده ناتوان هستند همان‌طور که از درک پدیده مرتضی پاشایی ناتوان بودند. درک این مساله که اینجا به‌هیچ‌وجه ارزش موسیقایی آثار نیست که اهمیت دارد بلکه، مجموعه‌ای از صفات و ویژگی‌ها است که یک خواننده زیرزمینی را به الگوی چند میلیون نفر از جوانان و نوجوانان تبدیل می‌کند و غفلت از این معنا است که برخی جامعه‌شناسان ما را به مواضع انفعالی و واکنشی دچار کرده است.
تنها تولیدی و خروجی هنری اشخاصی همچون امیرحسین مقصودلو ترانه‌ها و متن‌هایی است که حاوی روحیات، نگرش و طرز تلقی ساده وی به زندگی و گاهی حتی مناجات با خداست اما در میان انبوه هوادارانش بعضی افراد از ابراز انواع خشونت کلامی و فیزیکی به وی دریغ نمی‌کنند. کسانی که یا با تغییرات اخیر او مشکل دارند و یا به‌طورکلی با تیپ و گونه موسیقی‌اش هم‌سلیقه نیستند.
در‌هر دو صورت این رفتار خشونت‌آمیز در حوزه فرهنگ مشکلی اساسی‌تر است تا پیدایش خواننده‌ای جوان‌پسند. این رفتارهاست که مثلا در مواجهه با داور بازی ایران و آرژانتین چهره فرهنگی نه‌چندان مناسبی از مردم ما در فضای مجازی ارائه کرده است.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

شعاع مشرق | پایگاه خبری تحلیلی