فرهنگ شهروندی مجموعهای از ارزشها، نگرشها و قوانین مشترک اجتماعی است که در بردارنده احساس تعلق، تعهد و احترام متقابل است و علاوه بر یادگیری زندگی جمعی، شامل کسب ارزشها، نگرشها، مهارتها و وفاداری به تعهدات شهروندی است.
ژان ژاک روسو اعتقاد دارد: شهروند پیوسته به دنبال یک حس جمعی است و علاقه دارد در امور جامعه خویش پویا و فعال باشد. فرهنگ به معنای روش های زندگی اعضای یک جامعه است؛ اعضای یک جامعه در عناصر فرهنگی سهیم هستند و به همین علت امکان برقراری ارتباط و همکاری با یکدیگر را دارند.
فرهنگ شهروندی مفهومی دو سویه است یعنی شهروندان از یک سو تکالیف و مسئولیت هایی دارند و از سوی دیگر باید از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند. یعنی شهروند موقعیتی دارد که باید زندگی خویش را بر اساس وابستگی متقابل، توازن و تعادل میان حقوق و مسئولیت های اجتماعی، ساماندهی کند.
هنگامی که ما در شهر بزرگ زندگی میکنیم، اگر رعایت مسائل زندگی در آن اجتماع انجام نشود، تحمل فضا بسیار برای ما سخت است و هزینهها به شدت افزایش پیدا میکند، همچنین بیماریها بهویژه بیماریهای اعصاب و روان و بیماریهای جسمی بر این موضوع مترتب میشود؛ همانطور که زندگی در یک آپارتمان علاوه بر اینکه نیاز به وجود قوانین دارد، رعایت قوانین نیز توسط ساکنان الزامی است و شهر نیز از این قاعده مستثنی نیست.
با ایجاد، گسترش و تعمیق فرهنگ شهروندی می توان بسیاری از مسائل شهری و اجتماعی که اغلب کشورها با آن مواجه هستند را رفع کرد. در حال حاضر متاسفانه رعایت فرهنگ شهروندی و به تبع آن اخلاق شهروندی در جامعه ما در سطح نامناسبی قرار دارد و آگاهی مناسبی از حقوق و مسئولیت های شهروندی در بین شهروندان وجود ندارد.
بدون شک بهبود فرهنگ شهروندی یکی از الزاماتی است که توسط سازمانها و نهادهای اداره کننده شهر و مدیریت شهری باید در دستور کار قرار گیرد تا تمام افراد از جمله کودکان تا بزرگسالان بهتدریج باید با فرهنگ شهروندی مأنوس شوند.
آموزش بهویژه آموزش فرهنگ شهروندی عامل اساسی در ارتقای فرایندهای توسعه بهشمار میرود و دغدغه اصلی مسئولان و برنامهریزان در بسیاری از کشورهای جهان، آماده ساختن شهروندان فعال برای مشارکت در یک زندگی مدنی است.
باقر افتخار بلگوری کارشناس مدیریت فرهنگی





