«سارا احمدی» کارگردان نمایش «مرگ و دوشیزه»، جسورانه مخاطبان تئاتر را به تجربهای ورای دیدن دعوت میکند؛ مخاطب در این نمایش آنچه را که باید در صحنه ببیند، میشنود و برای این شنیدهها تصویر میسازد. در این تئاتر بسیاری از عناصر بصری مرسوم نمایش حذف شده و اثر بر محور عنصر «صدا» پیش میرود؛ از دکور، میزانسن، حرکت و بازی فیزیکی خبری نیست و کارگردان با بهرهگیری از ظرفیت صدا و بیان بازیگران، موسیقی زنده و همچنین طراحی خلاقانه صدا، مخاطب را با تجربهای تازه و روایتی شنیداری روبرو میکند.
سارا احمدی برای این تجربه، نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» نوشته «آریل دورفمان» را انتخاب و بازنویسی کرده است؛ در این نمایش هنرمندان «سعید داوری»، «سارا احمدی» و «آرمین محتشمی» ایفای نقش میکنند. اگرچه نقشآفرینی بازیگران به صدا و بیان محدود شده اما حضور فیزیکی آنان با تمام سادگی و صمیمیت، بسیار موثر و پررنگ است و توانمندی و درخشش آنان به خوبی جای خالی حرکت و زبان بدن را پر میکند. بازیگری در این تئاتر فراتر از صداپیشگی درام رادیویی یا گویندگی و دوبله است؛ مخاطب با صدابازیگرانی روبرو میشود که از هوش خود برای برقراری ارتباط بهره میگیرند و با روایت وجه شنیداری نقشها، به خوبی از پس کار برمیآیند.
آرمین محتشمی پس از یک دهه کسب تجربه و هنرنمایی در تئاتر فیزیکال و هنر اجرا، در این نمایش دیالوگ میگوید و با صدای گرم و صمیمی خود یکبار دیگر توان و ظرفیت بالای خود را در بازیگری تئاتر به رخ میکشد. سارا احمدی با بازی احساسی و بیان بیپروای دیالوگهای خود موفق میشود مخاطب را به اعماق رنج و خشم زن قصه نزدیک کند و سعید داوری با بهرهگیری از تجربه و ظرفیت صدا و قدرت بیان خود به خوبی از عهده نقشآفرینی در دو نقش برمیآید و نقشها را باورپذیر و مخاطب را راضی و اقناع میکند.
هر گاه که باید، کارگردان روایت داستان را به دستان هنرمند جوان «فهیمه ریحانی» و ساز ویولن او میسپارد تا ذهن مخاطب برای شنیدن ادامه قصه آماده شود. نوازنده در صحنه حاضر است و هنرنمایی خود را با کمترین حرکت ممکن ارائه میدهد. موسیقی زنده نه به عنوان پسزمینه بلکه همصدا با روایت است و داستان را پیش میبرد. نوازنده بخشی از بار احساسی نمایش را بر دوش میکشد و گاه در حد توان خلا حرکت آن را پر میکند.
آنچه رویه خلاقانه نمایش را کامل میکند بازآفرینی یا صداسازی صداهای محیطی در صحنه و با استفاده از ابزارهای متنوع و البته گاه غیرقابل تصور است. بازسازی زنده صداهای محیطی همچون امواج دریا، باز و بسته شدن در، صدای خودرو، باز کردن در بطری و… توسط «ایلیا رضایی» برای مخاطب بسیار جذاب است زیرا به عنوان یک تجربه فرامتنی او را از یک شنونده یا تماشاگر صرف به یک مشارکتکننده فعال در نمایش بدل میکند.
«مرگ و دوشیزه»، تجربهای موفق و نوگرایانه در تئاتر گیلان است که توانسته با بازتعریف صدا در نمایش و بهرهگیری از موسیقی با آهنگسازی هنرمندانه «نیما علیزاده» در مرز تئاتر، رادیو، موسیقی و طراحی صدا با قدرت حرکت کند و با ایجاد فضای مشارکتی و فرصت تخیل، مخاطب را با خود همراه سازد. آنگاه که هنرمند در تکاپوی ارائه اثر است، مخاطب با گوش میبیند، با چشم میشنود و در این جا به جایی حواس، با بالهای تخیل خود به پرواز در میآید.
نمایش «مرگ و دوشیزه»، ۱۹ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ با استقبال علاقهمندان به هنر تئاتر در خانه خلاقیت کوشیار شهر رشت اجرا شد.





