پدیده گاریکبابها در سالهای اخیر به بخشی از زیست شهری ما بدل شده است؛ جلوهای از اقتصاد غیررسمی که در معابر، پیادهروها و فضاهای عمومی شهر حضوری پررنگ یافته است. این واحدهای سیار فروش غذا، از سویی پاسخ به بیکاری و نابرابری اقتصادیاند و از سوی دیگر، در برخی مناطق، به بخشی از هویت محلی، فرهنگ خیابانی و حیات شبانه شهرها بدل شدهاند.
در مواجهه با این پدیده، سخن از «ساماندهی» گاریکبابها بسیار گفته میشود. اما ساماندهی، مفهومی پیچیدهتر از صرفاً جابجایی یا صدور مجوز است. هرگونه طرح در این زمینه، اگر بخواهد موفق و پایدار باشد، نیازمند رویکردی چندبُعدی، علمی، و مبتنی بر مشارکت ذینفعان است.
ساماندهی واقعی زمانی محقق میشود که ابتدا به پرسشهای کلیدی پاسخ دهیم:
مشکل اصلی حضور گاریکبابها در شهر چیست؟ آیا صرفاً جنبههای بصری و نظم شهری مدنظر است یا مسائل اقتصادی و اجتماعی عمیقتری وجود دارد؟
چگونه میتوان بین حفظ معیشت گاریداران و حقوق شهروندان برای استفاده امن، بهداشتی و منظم از فضاهای عمومی تعادل برقرار کرد؟
چه تأثیراتی ممکن است ساماندهی بر اقتصاد غیررسمی و عدالت اجتماعی داشته باشد؟
چه نگرانیهایی از نظر بهداشت عمومی، امنیت غذایی، و سلامت محیط زیست باید در این فرآیند در نظر گرفته شود؟
چگونه میتوان از ظرفیتهای گردشگری و فرهنگ محلی به نفع همه بهره برد؟
چه راهکارهایی برای کاهش ترافیک، ارتقای ایمنی و نظم شهری در این طرح باید لحاظ شود؟
نقش مشارکت شهروندان و کسبه در شکلگیری و اجرای این طرح چه باید باشد؟
پیشنهاد میشود در طراحی هرگونه طرح ساماندهی، از دو مسیر پژوهشی بهره گرفته شود:
مطالعه میدانی با روش کمی: سنجش نگرش، رضایت، دغدغهها و تقاضاهای شهروندان و کسبه نسبت به حضور گاریکبابها در بافت شهری.
مطالعات کیفی: مصاحبه با نخبگان دانشگاهی، مدیران شهری، کارشناسان بهداشت، محیطزیست، امنیت، ترافیک و جامعهشناسی برای شناسایی لایههای پنهان مسئله.
از سوی دیگر، چنین طرحی بدون پیوستهای تخصصی، ناقص خواهد بود. لازم است حداقل شش پیوست اصلی در طراحی هر طرح ساماندهی لحاظ شود:
پیوست اجتماعی: تحلیل تأثیرات ساماندهی بر معیشت گاریداران، عدالت اجتماعی، و تعارضات احتمالی با صنوف دیگر.
پیوست گردشگری: سنجش ظرفیت این فضاها برای تبدیل شدن به جاذبههای بومی، بخشی از برند شهری و تنوع زیستی فرهنگی.
پیوست محیطزیستی: ارزیابی اثرات بر بهداشت محیط، مدیریت پسماند، آلودگیهای دیداری و صوتی.
پیوست بهداشتی: بررسی کیفیت نگهداری مواد غذایی، رعایت دستورالعملهای بهداشتی، کنترل بیماریهای واگیردار.
پیوست ترافیکی: بررسی انسداد مسیرهای عابر پیاده و وسایل نقلیه، گلوگاههای پرتردد، ایجاد ازدحام در ساعات خاص.
پیوست امنیتی: تحلیل خطرات ناشی از فعالیتهای بدون شناسنامه، فقدان نظارت مؤثر، یا بروز درگیریهای محیطی.
در فقدان چنین نگاهی چندجانبه، خطر آن وجود دارد که ساماندهی صرفاً به معنای حذف یا طرد این مشاغل تعبیر شود. این نوع برخورد تقلیلگرایانه، هم به اقتصاد غیررسمی آسیب میزند و هم منجر به نارضایتی اجتماعی و مقاومت محلی میشود.
بهجای آن، باید به گاریکبابها نه صرفاً بهعنوان معضل، بلکه بهعنوان واقعیتی شهری با فرصتها و چالشهای خاص نگریست. فرصتهایی برای رونق اقتصاد کوچک، تعاملات اجتماعی و حتی ارتقای فرهنگ محلی. به شرط آنکه در سایه سیاستگذاری خردمندانه، از حالت بینظمی خارج و در قالبی قانونی، ایمن، بهداشتی و مشارکتمحور تعریف شوند.
در نهایت، ساماندهی موفق زمانی اتفاق میافتد که «صدای میدان» شنیده شود؛ هم از زبان مردمی که از این خدمات استفاده میکنند، و هم از زبان کسانی که معیشتشان به چرخ این گاریها گره خورده است.
مرتضی شعبانی
دکترای جامعه شناسی





