فکتی بین ما ایرانیها وجود دارد که میگوید: صد سال است که ماشین به ایران آمده اما فرهنگش هنوز نیامده. بعدها این ویژگی منحصر بفرد ما در مورد تلفن نمود پیدا کرد. دوزاریهایی که صرفا جهت فوت کردن و به استهزا گرفتن خلقالله در باجههای تلفن خرج میشد.
این فکت به خوبی نشان میدهد که ما در زمینهی آموزش ورود تکنولوژی همیشه ضعیف بودهایم. نمونههای اخیر و در دسترسش همین تلفن همراه و تبلت که همراه تکتک ماست. از کودک دو سه ساله بگیرید تا افراد کهنسال. و همه در این مدت با آگاهی از آثار زیانبار آن اما همچنان مصر بر استفادهی نادرست از آنها هستیم.
به خودمان اگر نگاه کنیم میبینیم که در طی این سالها با وجود تذکرهای مهم سازمانهای مرتبط و کارشناسان و افراد آگاه از مضرات آنها اما باز هم استفاده از مواد پلاستیکی و یکبارمصرف رواج دارد و گویا تعدیل یا حذف شدنی نیست.
در این ایام مذهبی و دینی مخصوصا استفاده از این اقلام بصورت فزایندهای افزایش پیدا میکند. در حالیکه در همین گوشیها لااقل پیامهای زیادی مکررا دست به دست میشود از نهی و منع استفاده از مواد پلاستیکی و سلولوزی. از مضراتی که استفاده از این مواد برای انسان دارد و مستقیم سلامت ما را نشانه میرود تا خطراتی که برای محیط زیست ایجاد میکند و بدلیل تجزیهناپذیر بودن بصورت غیرمستقیم تهدیدی جدی برای سلامتی انسانها و حیوانات و در کل محیط زیست ماست. همه ما این موارد را میدانیم. به وفور پیامهای هشدار را دیده و خواندهایم اما دانستن تنها کافی نیست. باید بیاموزیم که درست عمل کنیم.
گفتن از انواع خطرات و مضرات آن توضیح واضحات است اما روی سخنم با مسئولان و خود مردمیست که این روزها نذرهایشان را میخواهند ادا کنند.
انتظار از مسئولان این است که برای این ایام تمهدیدات و قوانینی در نظر بگیرند و با اجرای بدون اغماض، استفاده از این گونه مواد را بشدت محدود کنند و یا فقط به مواد تجزیهپذیر تقلیل دهند.
مسئولان مرتبط با آموزش حمیت و جدیت بیشتری در امر آموزش از کودکان و مدارس و خانوادهها به خرج دهند. اینگونه کمتر، و خیلی کمتر شاهد دیدن صحنههای پرتاب لیوان چای و شربت و ظرف قیمه پلو در خیابانها و طبیعت و کفران نعمت و آلودگی خواهیم بود.
مردم نیز با توجه به هشدارهایی که در پیجها و کانالها مبنی بر عدم استفاده از مواد پلاستیکی دریافت میکنند و معمولا خودشان هم بعنوان یک فرد آگاه آن پیامها را فوروارد میکنند تا همه ایشان را شخصی با فرهنگ بشناسند رعایت کنند و استفاده از مواد اینچنینی را به صفر برسانند.
اصلا چه لزومی دارد حتمن نذریجات ما غذا و چای و شربت باشد. برای پخش شربت و چای بالاجبار باید از لیوانهای پلاستیکی و کاغذی استفاده کرد. مصرف بیرویه و متعدد از این مواد هم بر تولید و انباشت زباله میافزاید هم بخاطر تجدیدناپذیر بودن جز زبالههای محبوب طبیعت محسوب نمیشود و چون در کف خیابانها رها میشود هم سیمای زشتی به خیابانها میدهد و هم زحمت پاکبانان عزیز را اضافه میکند. این عزیزان کارشان این نیست که خودخواهی و بیفرهنگی ما را جارو کنند. برای غذاها هم که بارها هشدار داده شده در ظروف پلاستیکی ریخته نشود. این که کاری کنیم افراد پس از مصرف نذری ما سلامتیشان به خطر بیفتد و به بیماریهای سخت دچار شوند، دعا و نذریدادن نیست. هیچ حاجتی اینگونه برآورده نمیشود.
بیاییم بیشتر بدانیم و بیشترتر عمل کنیم. راههای بهتری برای اجابت دعا و ادای نذر هست. کمک مستقیم به نیازمندان و سازمانهای خیریه ثواب هزار چندان دارد. اینگونه هم نذر سالم کردهایم هم گره از مشکلات مستمندی باز کرده و چه بسا سبب بینیازی همیشگی نیازمندی شویم. سبب آزادی زندانی و برگشتن به آغوش خانواده و یا سرکار رفتن جوانی شویم. اینگونه چراغ خانهای را روشن و محفلش را گرم کردهایم. اینگونه سفرهای رنگین میشود نه که فقط در ظروف یکبارمصرف و سرپا و برای یک وعده و فقط به یک رنگ قیمه پلو.
علی عباسزاده
روزنامهنگار
شمال ما





