درست در دل یکی از قدیمیترین و پرهویتترین شهرهای ایران، بناهای تاریخی رشت یکییکی فراموش میشوند. سازههایی که هرکدام بخشی از حافظهی جمعی مردم این دیارند، حالا در سایهی بیتوجهی نهادهای مسئول، بهویژه سازمان میراث فرهنگی که متولی اصلی حفظ و نگهداری این اماکن است، به مرز فروپاشی رسیدهاند. رطوبت، فرسایش و مهمتر از همه، بیعملی مسئولان، دستبهدست هم دادهاند تا خانهها، حمامها و سراهایی که روزی زندگی در آنها جریان داشت، یکییکی از نفس بیفتند.
بیاعتنایی به تاریخ، گاهی نه در شعار، بلکه در دیوارهایی ترکخورده، سقفهایی فروریخته و پنجرههایی زنگزده خودش را نشان میدهد. در ادامه، تنها پنج نمونه از بناهایی را مرور میکنیم که هرکدامشان سندی زندهاند بر این زوال تدریجی، و فریادی خاموش در گوش مسئولان شهری که انگار نمیخواهند بشنوند.

حمام گلزار (محله پیرسرا)
یکی از کهنترین حمامهای باقیمانده در بافت قدیمی رشت، حمام گلزار در محله پیرسراست. بنایی که از دوره قاجار بهجا مانده و با کاشیکاریها، طاقنماها و فضای سنتیاش، زمانی از مهمترین مراکز عمومی شهر بوده. این حمام سالهاست در سکوت و بیتوجهی رها شده و نشانی از مرمت جدی در آن دیده نمیشود. سقفها ترک برداشته، کاشیکاری بینظیر سردر آن در حال تخریب است و بهنظر میرسد بدون اقدامی فوری، باید منتظر مرگ تدریجی آن باشیم.

حمام حاجی (محله ساغریسازان)
حمامی متعلق به دوره قاجار با سردری کاشیکاریشده و معماری اصیل ایرانی، که روزگاری از پر رفتوآمدترین گرمابههای شهر بود. طی سالهای گذشته، پروژهای برای مرمت بخشی از نمای بیرونی و سردر آن آغاز شد و برخی کاشیها ترمیم شدند، اما این اقدام محدود، تنها مرهمی موقت بود. بخش داخلی بنا همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد و پروژه مرمت آن نیمهکاره رها شده است. حالا این حمام تاریخی، در میانهی محله ساغریسازان، بیشتر به بنبستی متروک میماند.

مسافرخانه فرد
واقع در مرکز شهر رشت، این بنا نهتنها بهخاطر معماری ارزشمندش، بلکه بهدلیل خاطرهانگیز بودن برای چند نسل از مسافران گیلان، اهمیت دارد. با این حال، در دهه اخیر به حال خود رها شده و نه در لیست مرمتهای اضطراری جایی دارد، نه حتی تابلویی برای معرفی یا هشدار درباره خطر تخریب آن نصب شده است. شیشههای شکسته، دیوارهای نمکشیده و فروریختگی بخشهایی از سقف، نشان از فرسایشی خاموش دارد.

مدرسه دانشسرا
این مدرسه قدیمی که زمانی به عنوان اولین دانشسرای رشت فعال بود، امروز بیشتر شبیه یک پوستهی فرسوده است تا یک بنای آموزشی-تاریخی. اطلاعات دقیقی درباره وضعیت مالکیت یا برنامههای مرمتی آن در دست نیست، اما شواهد میدانی نشان میدهد که هیچ اقدامی برای حفظ یا احیای آن انجام نشده. بافت معماری آن هنوز اصالت خود را حفظ کرده، اما بدون مراقبت، این اصالت در حال نابودی است.

خانه میرزا خلیل رفیع
از معدود نمونههای امیدوارکننده در این فهرست، خانه میرزا خلیل رفیع، نخستین شهردار رشت و از چهرههای مشروطهخواه گیلان است. این بنا که در میدان صیقلان قرار دارد، در سالهای اخیر با همکاری ادارهکل میراث فرهنگی گیلان و شهرداری رشت وارد فاز مرمت شد. فاز اول شامل بازسازی سقف، دیوارها، کف و تأسیسات بود که در مرداد ۱۴۰۲ به پایان رسید. طبق برنامه، این خانه قرار است به “خانهموزه مشروطه” تبدیل شود. هرچند هنوز فاز دوم شامل مرمت پنجرهها، درها و تکمیل تجهیزات داخلی باقی مانده و قرار است تا پایان دی ماه به اتمام برسد، اما همین اقدامات هم روزنهای از امید به احیای یکی از بناهای ارزشمند شهر گشودهاند.
نگاهی گذرا به وضعیت بناهای تاریخی در استانهایی چون قزوین، تبریز، یزد یا حتی شهرهای کوچکتر نشان میدهد که حفظ هویت معماری و فرهنگی، در گروی اراده و برنامهریزی روشن نهادهای متولی است. در این شهرها، بسیاری از آثار تاریخی نهتنها مرمت شدهاند، بلکه به فضایی زنده برای گردشگری، فرهنگ و تعامل اجتماعی تبدیل شدهاند. اما در گیلان، و بهویژه در رشت، این روایت به شکلی وارونه جریان دارد: بناهای تاریخی یا در خاموشی مطلق رها شدهاند، یا در چرخهای از وعدههای نیمهکاره گرفتارند.
عملکرد ادارهکل میراث فرهنگی گیلان در این میان نهتنها قانعکننده نیست، بلکه در مواردی مایهی نگرانیست. غفلت از بناهای در معرض خطر، بیتوجهی به مشارکت مردمی و ناتوانی در جذب سرمایه برای پروژههای مرمتی، تنها بخشی از کارنامهای است که باید به آن پاسخ داده شود. اگر قرار باشد میراث این شهر به نسلهای بعد برسد، نخستین گام آن، پذیرش مسئولیت است؛نه فراموشی، نه توجیه، و نه دیوارهای ترکخوردهای که هر روز بیشتر فرو میریزند.





