تصمیم دولت برای حذف یارانه ۱۸ میلیون نفر از دهکهای هشتم تا دهم، در هفتههای اخیر با واکنشها و اعتراضهای گسترده، به خصوص در استان گیلان روبهرو شده است. بسیاری از افراد که نه تنها در رفاه نیستند، بلکه بسیاریشان با درآمدهای حداقلی و زندگی در مناطق روستایی، روزگار را به سختی میگذرانند، حالا در فهرست دهکهای پردرآمد قرار گرفتهاند و یارانهشان قطع شده است.
بر اساس گزارشها، از هر پنج خانواده گیلانی، یک خانواده دیگر مشمول دریافت یارانه نیست. در حال حاضر ۱۷۸ هزار و ۱۰۴ خانوار در دهکهای نهم و دهم استان قرار گرفتهاند و از فهرست یارانهبگیران حذف شدهاند. پیشبینی میشود با اجرای مرحله بعدی طرح و حذف دهک هشتم تا پایان سال، این عدد به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کند.
مبنای دهکبندی از نگاه دولت مجموعهای از دادههای ثبتی است: میزان درآمد رسمی، تراکنشهای بانکی اعضای خانواده، بیمه تأمین اجتماعی، داشتن بیماری خاص، و دیگر شاخصهای اقتصادی. با این حال، تجربه مردم نشان داده که این سیستم، تصویر دقیقی از وضعیت واقعی زندگی خانوارها ارائه نمیدهد.
در موارد متعددی، خانوادههایی که حتی تحت پوشش کمیته امداد بودهاند و پیشتر در دهکهای پایین (مثلاً دهک سوم) قرار داشتند، تنها به دلیل دریافت یک وام یا افزایش مقطعی تراکنشهای حساب، ناگهان در دهک هشتم یا نهم ثبت شدهاند.
بخش قابل توجهی از اعتراضها در گیلان از سوی کشاورزان، بهویژه برنجکاران مطرح میشود. کشاورزانی که تنها دو بار در سال محصول خود را برداشت کرده و میفروشند. آنها میگویند همین درآمد فصلی باید هزینه کل سالشان را تأمین کند، اما چون مبلغ فروش محصول در یک دوره کوتاه به حسابشان واریز میشود، سیستم آن را بهعنوان درآمد بالا ثبت کرده و باعث شده در دهکهای بالا قرار بگیرند.
فرآیند اعتراض به دهکبندی نیز برای بسیاری از شهروندان طاقتفرساست. معترضان باید از طریق سامانه hemayat.mcls.gov.ir درخواست بازبینی ثبت کنند، اما طبق گزارشها بررسی این اعتراضها گاه تا شش ماه یا بیشتر زمان میبرد. در این مدت، خانوادههایی که ناعادلانه از لیست یارانهبگیران حذف شدهاند، هیچ منبع جایگزینی برای جبران ندارند.
واقعیت این است که نظام فعلی دهکبندی با وجود هدفگذاری درست، از دقت و عدالت لازم برخوردار نیست. در استانهایی نظیر گیلان که اقتصاد مردم وابسته به کشاورزی و مشاغل فصلی است، ارزیابی ثروت و رفاه فقط بر اساس تراکنش بانکی و دادههای آماری، نتیجهای جز بیعدالتی ندارد.
یارانه نقدی، حتی با مبلغ ناچیز فعلیاش، برای بسیاری از خانوادهها و روستاییانی که با درآمد محدود زندگی میکنند، کمکحالی در تأمین هزینههای زندگی است. قطع آن بدون بررسی میدانی دقیق، میتواند شکاف طبقاتی را بیشتر و نارضایتی اجتماعی را گستردهتر کند.
شاید وقت آن رسیده باشد که دولت به جای اعتماد مطلق به دادههای خام، صدای مردم را هم بشنود. گیل خبر





