علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی فوتبال ایران و یکی از چهرههای شناختهشده فوتبال کشور است؛ اما شهرت و جایگاه یک بازیکن نباید باعث شود مسئله قانونی او با معیاری متفاوت از سایر ورزشکاران بررسی شود.
موضوع سربازی ورزشکاران، پیش از آنکه یک مسئله فوتبالی باشد، مسئلهای درباره عدالت و نحوه اجرای قانون است. اگر یک قانون برای ورزشکاران امتیاز یا معافیتی در نظر میگیرد، باید مشخص باشد که این امتیاز بر اساس چه معیارهایی اعطا میشود و آیا همان معیار برای ورزشکاران تمام رشتهها نیز یکسان است یا نه.
فوتبال به دلیل محبوبیت گسترده و پوشش رسانهای فراوان، بیش از بسیاری از رشتههای دیگر در معرض توجه عمومی قرار دارد. همین مسئله اما نباید باعث شود مشکلات یک فوتبالیست، اهمیت بیشتری از مشکلات ورزشکاری در رشتهای دیگر پیدا کند. ورزشکاری که سالها برای حضور در مسابقات ملی و بینالمللی تلاش کرده، فارغ از اینکه در فوتبال فعالیت میکند یا رشتهای کمطرفدارتر، باید در چارچوب قواعدی روشن و برابر سنجیده شود.
اگر قانون سربازی ورزشکاران ایراد دارد، اصلاح آن موضوعی قابل دفاع است. اما اصلاح قانون باید یک قاعده عمومی ایجاد کند، نه اینکه برای حل مشکل یک بازیکن یا حفظ ترکیب یک باشگاه، استثنایی تازه به وجود بیاورد. قانون زمانی معنا پیدا میکند که بتوان آن را بدون توجه به نام، شهرت و میزان محبوبیت افراد اجرا کرد.
از طرف دیگر، غیبت یک بازیکن ملیپوش میتواند برای باشگاه و هوادارانش اتفاق خوشایندی نباشد. اما دشوار یا حتی تلخ بودن یک تصمیم قانونی، بهتنهایی به معنای ناعادلانه بودن آن نیست. اگر قرار باشد هر باشگاه برای حفظ بازیکنان مورد نیاز خود خواهان تغییر مقررات شود، مرز میان قانون عمومی و منفعت باشگاهی بهتدریج از بین میرود.
راه درست این است که اگر مسئولان معتقدند ورزشکارانی که در سطح ملی و بینالمللی فعالیت میکنند، به دلیل شرایط حرفهای خود نیازمند تسهیلات ویژهای هستند، معیارهای مشخصی برای این موضوع تعیین کنند؛ معیارهایی که برای همه رشتهها قابل اجرا باشد و فوتبال به دلیل شهرت و مخاطب بیشتر، جایگاه ویژهای در آن پیدا نکند.
امروز مسئله یک دروازهبان تیم ملی است و فردا ممکن است ورزشکاری از کشتی، وزنهبرداری، تکواندو، شطرنج یا هر رشته دیگری با شرایط مشابه روبهرو شود. آنچه اهمیت دارد این است که پاسخ قانون به نام فرد وابسته نباشد.
اگر قانون نیاز به اصلاح دارد، اصلاحش کنید؛ اما نه برای یک بازیکن، نه برای یک باشگاه و نه به خاطر شهرت یک رشته. قانون خوب، قانونی است که یک معیار را برای همه کسانی که شرایط مشابه دارند، یکسان اجرا کند.





