شما اینجا هستید
اخبار اصلی » حرمت فراموش شده در تقسیم بندی های سیاسی !

 هجدهم تیرماه امسال اولین سالگرد درگذشت آیت الله محمدی گیلانی است که در نظام جمهوری اسلامی از ارج و قرب بسیار بالائی برخوردار است. حاکم شرعی که در دهه شصت از چهره های تاثیرگذار دادگاه های انقلاب اسلامی بود.

امروز که بیش از هر زمانی صحبت از تمایز چهره حق و باطل و الگوسازی و نمادگرائی باب شده است، آیت الله محمدی گیلانی نیز از جانب جریانات محافظه کار و تندرو به عنوان نماد عدالت گری که عدالت را از فرزندان خودش شروع کرد معرفی می شود. شاید برای کسانی که در قضیه پیش آمده چیزی را از دست ندادند خیلی راحت باشد که نام فردی را به ابزاری جهت استفاده های سیاسی تبدیل کنند، بی آن که نگران حرمت و شخصیت آن فرد باشkد. ماجرای دو فرزند آیت الله محمدی گیلانی که در جریان حمایت از سازمان منافقین تحت پیگیرد قضائی قرار گرفتند و گویا با قرص سیانور خودشان را به دار مجازات آویختند از سوی موافقان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی به فرصتی برای جبهه گیری های سیاسی تبدیل شده است. اما آن چه از سوی کسانی که آیت الله محمدی گیلانی را به دلیل آن که حکم اعدام فرزندانش را صادر کرد ستایش می کنند و چه مخالفان آن ها مشترک است این است که سعی می کنند از چهره آیت الله یک فرد بی عاطفه ، بی احساس و خشک مقدس بسازند که هیچ گونه علاقه ای به فرزندان خودش نداشت. امری که موجب شد حجت الاسلام و المسلمین نیری نیز به ایجاد شایعات مختلف در مورد نقش آیت الله در مرگ فرزندان خود واکنش شدیدی بدهد( اینجا بخوانید) به دنبال همین بحث ها بود که همسر یکی از وزرای زندانی رژیم پهلوی در نامه ای از دلجوئی و تفقد آیت الله محمدی گیلانی به خاطر نقش همسرش در تلاش برای نجات جان خود و فرزندش خبر داد که در سال ۵۸ به دلیل تصادف فوت کرد. همسر آن وزیر زندانی در نامه خود حتی ادعا کرد که آیت الله محمدی گیلانی شاید معتقد بود که به دلیل زندانی کردن آن فرد ممکن است دچار نفرین الهی نیز شده باشد.اینجا بخوانید

IMAGE633817803979938750 (1)

شاید این نامه به خوبی نشان دهد که بر خلاف تصور، آیت الله محمدی گیلانی نیز روحیات عاطفی مناسبی نسبت به فرزندان خود دارد و این گونه نیست که به همین راحتی حکم اعدام این و آن را جهت تداوم نظام اسلامی را صادر کند. گوئی این که قرار هم نبود هرکس که مدافع سازمان منافین باشد و دستش به خون آلوده نباشد به حکم اعدام محکوم شود. ماموران از او می پرسند که اگر فرزندان شما را دیدیم چه بکنیم که او جواب می دهد همان کاری که با دیگران می کنید. از این جمله به هیچ وجه نمی توان نظری دال بر تایید کشتن فرزندان پیدا شود. هرچند در نهایت هم مشخص شد که این دو به هیچ وجه دستگیر نشدند که معدوم شوند. همه کسانی چون محمود احمدی نژاد که به صراحت و به صورت مستقیم این مساله را به آیت الله محمد گیلانی نسبت داد( اینجا بخوانید)تا رسانه های تندروئی که از ایشان به عنوان نماد عدم گذشت نسبت به فرزندان خود یاد می کنند چیزی را که نادیده می گیرند این است که خود را جای پای او نگذاشتند. اما آیا بهتر نیست قبل از این که دست به چنین نمادگرائی هائی بزنیم به حرمت و احترام فردی که از آن تعریف می کنیم نیز نگاهی بیندازیم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

شعاع مشرق | پایگاه خبری تحلیلی