این روزها در فضاى مجازى با اسامى همچون ائتلاف آذریها، ائتلاف رشتیها، ائتلاف رشت من، ائتلاف شهر اول و تکاپوهایى در صدد تشکیل لیست هاى موافقان و مخالفان دولت شنیده میشود.
امکانات فضای مجازى شرایطى ساخته که خلأیى ذهنى برآیند این تکافوها گردیده. این خلأ حاصل نداشتن برآورد صحیح از شرایط حاکم بر انتخابات است و بازتولید خویش محورفرمایى در جمعها کرده است. براى نمونه به مکانیزم هریک از این ائتلافها نظرى افکنید. ائتلاف آذریها؛ که با موج نقد گسترده اى مواجه شد و براى نخستین بار سبب ایجاد فضاى تقابلى در میان اقوام ساکن رشت گردید از رسته ائتلافهاى شکست خورده پیش از کلید خوردن است. ائتلافى که بى توجه به بافت جمعیتى رشت نصف بعلاوه یک شورا را هدف قرار داده و مسائل رشت بجاى اینکه تخصصى و حوزه محور ببیند نژادى دیده است!
ائتلاف رشتیها؛ ساختارى ناشفاف، غیرمدون ، ضدجریان تحولگرا و واپسگرایى را حاکم ساخته و محدود به فضا مجازى ست و با قطع ارتباط با واقعیت بیرونى توان تجمیع نیروها را براى رسیدن به یک لیست منسجم و ایجاد وحدت درونى را نداشته و زمینه را بصورت عکس علیه افراد درون لیستش فراهم میکند. طرح سئوالاتى کاملا نامربوط از نامزدها از ضعفهاى عمده این تشکل انتخاباتى نوپا و ناپخته است.
ائتلاف شهر اول؛ ائتلافى خانوادگى! که نه مکانیزم گزینشى شفافى دارد، نه جامعه آرایى همسانى دارد که تمرکزش را بر حذف شهردار فعلى اعلان کرده و با طرح رشت ١۴٠۴ در پى ارائه آرمانشهریست که سازندگانش رزومه اى قابل اتکا ندارند.
اما مشکل بزرگ در لیستهاى سیاسى ست.
لیست امید (لیست اصلاح طلبان و حامیان دولت) بى گمان با اعتماد بنفسى که از انتخابات ٧ اسفند ٩۴ دارد میتواند موثرترین لیست حاضر در رقابت ٢٩ اردیبهشت باشد. اما علائم داخلى و خارجى زیادى در تمرکز توان گروه هاى ذیمدخل در جریان بستن اسامى موثر است. از یک سو تعدد مراجع موثر در بستن لیست و فشارهایى از بیرون به آن و از دیگر سو معلوم نبودن شرایط احراز صلاحیتها و از بعد سوم ترکیب احتمالى چالشهایى ست که بحث پیرامونشان سبب ایجاد اختلاف شدید در شوراى مشورتى و سیاستگذارى اصلاح طلبان شده است.
سئوالاتى پیشروى شهروندان است اول آنکه چگونه میان سیاست، تخصص و قومیت در این لیست پل زده خواهد شد و دیگر آنکه اگر پیشکسوتانى پا به عرصه نهند که در دهه هاى پیشین و در زمان مسئولیتشان از دپوى زباله در سراوان تا واگذارى کارخانجات رشت شاهد عملکرد فاجعه آمیزشان بودیم و رشت امروز حاصل جمع کنش دیروز این بزرگان است آیا عرصه بروى تخصص، جوانى و تکثر باز خواهد ماند و آیا میتوان به قطعیت روى نظر مساعد شهروندان در انتخاب لیستى سیاسى تکیه کرد؟ مگر خاطره شورا اول تهران که سراسر سیاسى بود از ذهنها زدوده شده؟
و اما لیست جریان مخالفان دولت است که هنوز مرجع تصمیمگیرى در آن شفاف نیست. جمنا و یا مراکز دیگر قدرت اصولگرایان؟ تعدد و تشدد آرا در میان اصولگرایان سبد آراى سنتى این جریان را هدف قرار داده است و امکان اجماع را سخت و سبد آرا را محدودتر میکند.
هرکدام از جریانات میتواند سبدى از آرا را بهمراه آورد اما چند مسئله باید از منظر شهروندان، نامزدها و فعالین موثر در این لیستها باید مدنظر باشد. اول آنکه بستن لیست ١١ نفره از اشتباهات استراتژیکى ست که لیست را کم کارآ میکند، دوم اینکه بستن لیست با محوریت شهردار خاص، سیاسى، قومیتى و تخصصى بدون لحاظ تکثر مورد نیاز شورا آتى آسیبزاست، سوم از منظر شهروندان است که باید مطالبه برنامه و زمانبندى ها از لیست و ائتلاف در اولویت باشد، چهارم از منظر اجرا و لجستیک است که یک گسیختگى حاکم است که با ایجاد شکاف میان ستاد نامزد و ستاد لیست و ائتلاف سبب ایجاد فضاى بى اعتمادى و تشدید تکروى میگردد.
اما در میان لیستها، اقدام به تشکیل یک لیست هوشمندى بیشترى را به چشم مخاطب آورد و آن لیست فرهنگیان بود که با یک مکانیزم نو وارد عرصه شد. در لیست فرهنگیان خود نامزدهاى عضو جامعه آموزش و پرورش در پى رسیدن به یک لیست محدود درون خود هستند و این راهکار در خلأ حضور حزب فراگیر که لیستهاى مقطعى از درونش زاییده میشود روشى کارآمد و موثر در تجمیع برنامه ها و آرا بنظر میرسد. لیستى که چراغ خاموش در پى تقویت جایگاه فرهنگیان در شورای آینده است.
به قلم: مجتبی میره جینی





