هیاهوی موافقان و مخالفان شهردار همه جا جریان دارد. در هر جلسه اداری که وارد می شوی ، در فضاهای گفتگوی توسعه شهری و بیشتر از همه در جلسات غیر رسمی، در این داغی تابستان و روزهای بلند کاری زیر باد کولر اسپیلت و خنکی آن؛ اما خارج از این خنکی و در بطن شهر چیز دیگری جاریست، خواسته هایی که در محلات این شهر و در مشکلات شهروندان زبان، باز می کنند و از ناگفته هایی می گویند که پیامی جز مطالبه حقوق به حق شهروندی ندارند.
زیر پل جانبازان ، داخل جماران ، پشت سیاه اسطلخ و … در محله به محله همین شهر فریادهایی به گوش می رسد که احتیاج به رسیدگی دارند. احتیاج به دیده شدن، به شناسایی، به شنیده شدن. مردم این شهر احتیاج به شنیده شدن دارند ؛ کاری که این روزها شاهد آن هستیم اما بر حسب عادت دیرین این ایام- که شنیده شدن ها هم بر حسب منفعت بود-تعبیر دیگری ازآن تحت عنوان تبلیغات سیاسی می شود .
شهردارشهر رشت، این روزها بیشتر از آن که وقت خود را صرف حواشی نماید که دردی از مردم دوا نمی کند، به برطرف نمودن مشکلاتی می پردازد که سال هاست به گفته خود شهروندان به جز زمان انتخابات در محلات شهر رشت دیده نشده اند .
این روزهای پرکار شهردار رشت، برای برطرف کردن معضلاتی است که سه سال پیش با آنها خداحافظی نمود و در این روزها فرصت داشته است که به آن ها بیاندیشد تا شاید وقتی دیگر (یعنی امروز) در کنار مردم و با آنها برای رفع آن ها اقدام کند.





