قلعه نو نام محله منطقه سرخ در تهران بود. در این محله مجموعهای از روسپیخانهها و میخانهها قرار داشت و خیابانهای مهم آن عبارت بودند از خیابان حاج عبدالمحمود، خیابان قوام دفتر، خیابان راهپیما و خیابان جمشید.
این محله با نامهای «شهرنو»، «قلعه شهرنو»، «قلعه زاهدی»، «قلعه»، «قلعه خاموشان»، «محلهٔ جمشید»، «محلهٔ قجرها» و «گمرک» شناخته میشد. زنان آن را «ساکنان محله غم» نیز مینامیدند.
قلعه شهر نو ابتدا توسط محمد علی شاه قاجار و برای اسکان خانوادهٔ شاه ساخته شد و با نام محله قجرها مسما گشت. در آن زمان این محله در بیرون از شهر تهران آن زمان قرار داشت. اواخر حکومت احمد شاه قاجار به جهت احداث دروازه قزوین، «دروازه» نامیده شد و این محل که خارج از دروازه قزوین قرار داشت به تدریج به مأمن خلاف کاران بدل گشت. شخصی به نام محمود عرب ملقب به شیخ عرب که از آوارگان لیبی در ایران بود شروع به قوادی و ایجاد شیره کش خانه در این محل کرد و کوچهای که در آن چند خانه متعلق به محمود عرب قرار داشت به گذر «حاج عبدالمحمود» معروف گشت.
اما با فروپاشی سلسله قاجاریه در ایران به ناگهان جمعیت زنان روسپی افزایش پیدا کرد و باعث گسترش بیشتر این محدوده شد و علت آن هم این بود که وقتی رضاشاه انقراض سلسله قاجاریه را اعلام کرد، در اولین اقدامی که انجام داد حرمسرای قاجاریه را متلاشی کرد و تمام زنان حرمسرای قاجار را از دربار اخراج نمود. محل حرمسرا درست در جایی که امروزه وزارت امور دارایی قرار گرفته یعنی نبش خیابان ناصرخسرو و جنوب خیابان باب همایون و شمال کاخ گلستان قرار داشت که به دستور رضاشاه تخریب و به جای آن وزارت دارایی ساخته شد. در نتیجه صدها زن و دختر بی نوای ساکن حرمسرا همگی به سمت دروازه قزوین کوچانده و در همان منطقه رها و مستقر شدند. عده بسیاری از آنها از بیماری و فقر مردند و تعدادی هم که ثروتی داشتند به ازدواج شاهزادههای قاجار یا افراد متمول درآمده و باقی آنها به روسپی گری روی آوردند. با همه اینها تا آن زمان، محله شهرنو همچنان کماهمیت بود و چندان گسترده نشده بود.
در دوران رضاشاه بخشهایی از این محله نیمه ویران، بازسازی و مرکز تنفروشان تهران شد. حکومت هدف خود را از اجرای چنین تصمیمی کنترل تنفروشی در ایران اعلام کرد. رضا خان به نظمیه – شهربانی دستور داد که تنفروشان را از تهران خارج کنند و در بیرون دروازه قزوین در محله قجرها اسکان دهند.
در اوایل حکومت رضاشاه فردی که به نام زال ممد شهرت یافته بود با آوردن برخی زنان از جاهای دور و نزدیک، این محله را به کانون روسپیگری تبدیل کرد. در آن زمان، رضاشاه در صدد جمعآوری روسپیها برآمد و قسمتی از قلعه تخریب شد و قلعه محلهای از شهر شد. شخصی به نام ارباب جمشید هزینه احداث دهها خانه به منظور اسکان زنان بی سرپرست را قبول کرد و به منظور تأمین مخارج آنان چند باب مغازه نیز در این منطقه احداث کرد و محله رسماً به عنوان «محله جمشید» نامگذاری شد. احداث خانههای جدید و آسفالت دو خیابان جدید باعث شد که محله جمشید به اسم «شهر نو» معروف گردد.
پری بلنده، اشرف چهارچشم و پری ترکه بعنوان شناخته ترین افراد این محل نام میبرند.
ضمیر ناخوداگاه چیست؟
ضمیر ناخودآگاه یا ناآگاه دربرگیرنده پدیدههای روانی و فرآیندهای زندگی است که به وسیله شناسایی ادراک نشده و فاقد کیفیت آگاهیاند. ناخودآگاه انباری است پر از تمایلها، آرزوها و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشهها و اعمال تاثیر دارند. فروید نخستین کسی نبود که عوامل تاثیر گذار ذهنی را پیدا و کشف کرد، شکسپیر نیز در نمایشنامههای خویش آنها را عنوان میکرد. کاری که فروید کرد این بود که برای عوامل تاثیر گذار ذهنی در زندگی روزمرهٔ انسان، اهمیت بسیاری قائل شد.
اینکه در جلسه کمیسیون فرهنگی شورای شهر رشت، یکی از اعضای این کمیسیون از تبدیل رشت به شهرنو خبر میدهد یا باید این اشتباه را لپی فرض کرده و دلیل آنرا در ضمیرناخودآگاه ایشان جستجو کرد و یا این تعبیر میبایست با اعتقاد و اگاهی برای توصیف این روزهای شهر استفاده شده باشد.
چه خوب بود این عضو تازه از سفر ماکائو برگشته شورای شهر درصورت امکان بعد از کمی بررسی و مشورت با افراد مورد وثوق پس از قرارهای خود در مزارع! شهدا کمی از رابطه رشت و شهر نو بیشتر پرده برداری نماید تا لااقل موکلین محترم ایشان راحتتر پرتقال فروش را پیدا کنند.





