این چند خط را برای استانم گیلان می نویسم. استانی که با تمامی مواهب و نعمات خدادادی حال و روز خوبی ندارد.
کمتر نقطه ای را می توانید در دنیا پیدا کنید که هم دریا و رود داشته باشد و هم کوه و جنگل! استان گیلان در جنوب دریاچه ای قرار دارد که آن را بزرگترین دریاچه دنیا می نامند. می گویند دومین رود بلند ایران سپیدرود است که تا ریختن به دریای خزر عرض استان گیلان را میپیماید. جنگل ها، تالاب ها، زمین مرغوب، آب و هوای معتدل و …
اما ما چقدر توانستیم از این نعمات خدادادی استفاده کنیم!؟
چقدر به نخبگان استان بها دادیم!؟
چقدر در کنار هم بودن را تمرین کردیم!؟
استان گیلان سالهاست که از نفاق ضربه خورده است و شاید یکی از دلایل بارز عقب ماندگی آن نسبت به سایر استان های کشور همین باشد. استان گیلان و تمامی شهرستان هایش برای توسعه نیازمند همدلی و همکاری هستند. فارغ از هر جناح یا گروهی دغدغه اول و مشترک باید استان، مردم و استفاده بهینه از فرصت ها باشد.
ای کاش بنای رقابتمان را برای بهتر بودن بگذاریم و نه بدتر کردن سایرین و برای زندگی خودمان و فرزندانمان هم که شده کنار هم باشیم و دست در دست هم برای آبادانی و توسعه تلاش کنیم.





