بعدازظهر دیروز اما تمام اطراف سفارت انگلیس از میدان فردوسی تا چهارراه استانبول و خیابان جمهوری اسلامی تحت نظارت نیروهای انتظامی و حضورشان سنگین و پرشمار بود و این حضور با این حجم نشان از این داشت که نیروی انتظامی به دلیل مجوز نداشتن این تجمع اجازه شکلگیری آن را نخواهد داد. قرار بود ساعت ١۶ تجمع آغاز شود اما تا ساعت ١۶:٣٠ خبری نبود.
حدود ۴٠ دقیقه از ساعت تجمع گذشته بود که جمعی که تعدادشان از ۴٠ نفر تجاوز نمیکرد وارد شدند، پلیس از آنها میخواست تا متفرق شوند اما شعار مرگ بر انگلیس را سر دادند، مقاومت برخی آنها و درگیر شدنشان با پلیس باعث شد تا تعدادی از آنها بازداشت شوند. برخی سایتهای خبری آنها را دانشجو و برخی دیگر آنها را شهروند نامیده بودند. کمی بعد ١٧ نفر از تجمعکنندگان زن با شعار مرگ بر انگلیس از مقابل سفارت به سمت چهارراه استانبول حرکت کردند و در چهارراه متفرق شدند. در حاشیه این تجمع اما یکی از تجمع کنندگان به خبرنگار «اعتماد» گفت: من موافق روابط انگلیس با ایران نیستم زیرا این روباه پیر همیشه برای ملت ایران شر داشته و خیرش هرگز به ما نرسیده است، چهار سال پیش حرکتی انجام شد و اینها از کشور ما رفتند اما امروز نباید اجازه دهیم که بازگردند.»
اما یکی دیگر از تجمعکنندگان میگوید خودش چهار سال پیش جزو کسانی بود که به سفارت انگلستان حمله کرده و وارد سفارت شده بود. از او درباره چگونگی خبردار شدنش از تجمع میپرسم و میگوید: «من از طریق شبکههای اجتماعی متوجه شدم و از هیچ نهاد و سازمانی دستور نمیگیرم، من خودم آمدم همانطور که چهار سال پیش هم برحسب وظیفه آمده بودم» به او میگویم مقامات عالی کشور حرکت چهار سال پیش را تایید نکردند و آن را کار درستی ندانستند و او در پاسخ میگوید: «گفتند ورود به سفارت کار درستی نبود نه اعتراض و تجمع مقابل آن، من قبول دارم که اشتباه کردیم وارد سفارت شدیم اما نفس تجمعمان مقابل سفارت انگلیس کار اشتباهی نبود». به او میگویم آیا این تجمع فاقد مجوز بوده است، فکر نمیکنید کارتان خلاف قوانین کشور است؟ کمی مکث میکند و میگوید «تجمع بدون حمل سلاح آزاد است» از او میپرسم پس با این حساب سایر تجمعات سالهای اخیر را که بدون مجوز وزرات کشور تشکیل شده بود تایید میکنید؟ با تعجب گفت: این قیاس درست نیست ما با بقیه فرق داریم، ما نمیتوانیم خیانتها و جنایتهای انگلیس را در سالهای گذشته و در تاریخمان فراموش کنیم و دوست نداریم سفارتخانه باز شود.»
پلیس شمال خیابان فردوسی را بسته بود و اجازه تردد مردم را نمیداد. یکی از ماموران پلیس سعی میکرد خانوادهای را که برای تجمع آمده بودند با آرامش به سمت دیگری هدایت کند. مرد جوان که فرزندش در آغوشش بود به مامور گفت: ما تنها برای اعتراض آمدهایم، ما حق اعتراض داریم. پلیس هم با آرامش و در حالی که او را به سمت دیگری هدایت میکرد، گفت: شما به من تضمین میدهی اگر اجازه دهیم تجمع کنید اتفاق چهار سال پیش رخ ندهد؟





