شما اینجا هستید
اجتماعی » آقای شهیدی گیلان را دریابید

جانباز ۷۰% اسماعیل علیزاده پلکو – هنوز صدایشان در گوشم زنگ می زند, شهیدان بزرگوار قلی پور, املاکی, گلستانی, ایزددوست, رضوانی در آن روزهای آتش و خون فریادشان فقط حفظ امنیت و تمامیت ارضی وطن اسلامیمان و تابعیت محض از سلاله نور حضرت امام (ره) بود و جان بر سر عقیده دادند که امروز ایران قطب جهان اسلام و محور امنیت خاورمیانه است که اگر نبود آن جانفشانی ها معلوم نیست امروزمان چگونه روزی بود.

سر که می چرخانی در همسایگیمان منطقه در آتش جنگ می سوزد اما ایران با صلابت در منطقه ایستاده. که دست راست و پای چپ قطع من و پای راست و سر سوخته از ترکش من همه به فدای امنیت ملی ایران و اگر امروز من با این تن خسته دست به قلم شده ام تعهدی است بر گردنم، تعهدی که از رفقای شهیدم بر گُردم سنگینی می کند.

دردم از مسئولانیست که به یک فرهنگ سترگ پشت کرده اند؛ فرهنگ ایثار، فرهنگ جانفشانی برای مردم که اگر امروز قرعه خدمت به نام ایشان افتاده فرصت خدمت کوتاه است. این فرصت اندک را باید قدر دانست که فردا نه من می مانم و نه تو. سخنم با مسئولینیست که به جانباز و به خانواده ایثارگران پشت کرده اند. و فراموش کرده اند که اگر نبود آنهمه سالهای سخت دفاع و آنهمه ایثار, اینان هم که بسیاریشان حتی یک روز در خطوط نبرد نبودند امروز بر صندلی قدرت تکیه نمی زدند و جانباز را پشت درشان روزهای متوالی نگه نمی داشتند. فراموشیشان از برای چیست؟ خدایا نمی دانم….

من تمام عمرم را بجز آن روزهای عزیز جنگ، در گیلان بسر بردم اما امروزم را ببین؛ خسته, دلگیر, تنها؛ نه گوشی که صدایم را بشنود، نه صدایی که مرا بخواند، نه دستی که دستم باشد، نه پایی که پایم باشد و من یکی از هزاران هستم که زندگی آنقدر مرا در سختی هایش فرو برده که نمی توانم در چشمان خانواده ام بنگرم. به والله نمی توانم! و این فقط قصه پرغصه من نیست و می دانم هزاران جانباز اینگونه اند.
من فقط می توانم بپرسم. و می پرسم از شما مسئول عزیز بنیاد شهید که آیا از اصل احوالات رزمندگان و جانبازان که به اندازه ی عمری هر روز با سختی های جسمی و روحی زندگی می کنند با خبر هستید؟ شاید بگویید آری باخبریم، اما من می گویم از زبان بقیه جانبازان که خیر بیخبرید! بیخبرید که بیکاری فرزندانمان, مشکلات درمانیمان, فشارهای روزافزون اقتصادیمان و… چقدر بر ما فشار می آورد. و بارها از خدا شهادت را طلب می کنیم که اگر در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستادیم و شرمنده تاریخ نشدیم اما امروزمان را ببین! آری شرمنده خانواده ایم. الله الله که شرمنده ایم، وامانده ایم و حتی حنجره ای برای فریاد هم برایمان نمانده و سوی چشمانمان که خیره به در منتظر مسئولیست که خبری از ما بگیرد هم رفته است.
اما آقای شهیدی! استاد بزرگوار، ریاست عالی بنیاد شهید کشور! به فریاد گیلان هم برسید. نگذارید فرهنگ ایثار و شهادت بدست نااهلان لگدمال گردد، نگذارید جانبازان، بخصوص آنهایی که با درصد بالا رنج مضاعفی می کشند حتی توان پرداخت هزینه جهیزیه فرزند دم بختشان را نداشته باشند. کارد را از استخوان بیرون بکشید و گلی به دست جانباز بدهید. می دانم که شما هم چنین اندیشه ای در سر و دل دارید اما برخی مدیرانتان بی توجه به هشدارهای شما از جانباز فراری اند!
پرسش ساده من این است: سهم بنیاد شهید و امور ایثارگران و خانواده بزرگ تحت پوشش آن از اقتصاد مقاومتی چیست؟ مگر مقام معظم رهبری ده ها بار به مقامات دولت و مجلس متذکر امر خطیر “لزوم تحول اقتصادی” سخن نگفته اند؟ پس چرا بنیاد به خود نمی آید؟ چرا در بخش اشتغال حرکت ملموسی نمی کند؟ آیا بخش بزرگ اقتصادی بنیاد مانند سازمان اقتصادی کوثر , بانک دی, بیمارستانها و مراکز درمانی و آموزشی و شرکتهای تابعه نباید آستین بالا بزنند؟ آیا باید گیلان با آنهمه پتانسیل توسعه ۳۰۰۰ نفر فرزندان خانواده ایثارگر تحصیلکرده بیکار داشته باشد؟ فردا با بیش از ۶۰۰۰ دانشجوی ایثارگر در حوزه اشتغال چه باید کنیم؟ از یادآوری اش هم می ترسم.
آقای شهیدی گیلان را دریابید. جانبازان را دریابید. خانواده شهید و ایثارگر را دریابید.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  1. جلایی

    احسنت بر جانباز علیزاده

  2. کارجو

    سلام. مدیرکل بنیاد گیلان و معاونت تعاونش را باید بشدت استنتاخ کرد و پرسید چه میکنید برای ایثارگران؟ شما ایثارگر نیستید و بدانید ما در برابرتان سر خم نمیکنیم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

شعاع مشرق | پایگاه خبری تحلیلی