به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، ژوله نوشت: «شاید یه کم دیر شده باشه ولی ترجیح دادم کمی آبها از اسیاب بیفته بعد حرفمو بزنم. دوستان ببخشید، خیلی معذرت میخوام ولی واقعا من هنوز موفق نشدم ابعاد این غائله علی ضیا رو درک کنم.
بذارید یه بار دیگه با هم مرور کنیم. علی ضیا مجری تلویزیون که از قضا انسان هم هست، گلاب به روتون مثل همه انسانها دستشویی هم میره، مثل همه انسانها تولید مثل هم می کنه و مثل همه انسانها ورزشی رو دنبال و از تیمی طرفداری میکنه، برای تماشای دربی یا داربی یا هر کوفتی میره به یه کافه یا کافی شاپ یا هر خراب شده ای. وقتی پرسپولیس تیم محبوب ایشون بعد از کلی فراز و نشیب تو دقایق اضافه گل می زنه سر از پا نمی شناسه و چند خطی با شعری که جمعیت میخونن همراهی میکنه…خب؟؟؟
الان چی ماجرا به کجای دوستان برخورده؟ کافه رفتن یه مجری بده، پرسپولیسی بودن علی ضیا مشکل داره یا کلاه گیس آقای مظلومی هم رفته جزء مقدسات و نمیشه باهاش شوخی کرد؟؟ تو فضای فوتبال ما که خواهر و مادر فوتبالیست و داور و مربی و مدیر و گزارشگرش هر روز پرچم تماشاگراست، شوخی با کم مویی یا بی مویی یه مربی آنقدر تند و زننده و غیرقابل بخشش بوده که کار به ممنوع الکاری و شکایت و تهدید و فحاشی و این بساطی که هست بکشه؟ مگه غیر از اینه که سالهاست شعر علی دمبه رو روی سکوها میخونن و با تقلید مشکل مادرزادی علی دایی در گفتار، مجالس عروسی رو گرم میکنن؟؟ درست از دقیقه نود و پنج این بازی همه اسطوره اخلاق شدیم؟؟ بیخیال تو رو خدا.
تو مملکتی که هر روز با ناموس گیلانی ها و فهم و شعور آذری ها و هوش خانم ها و درازی عمر مسئولان مملکت و امثالهم، رکیک ترین و مغرضانه ترین و زشت ترین شوخی ها میشه و شنیع ترین جوک ها ساخته میشه، واقعا زور داره که یه جوون محجوب به خاطر دو خط همخونی از سر هیجان با یه شعار معمولی و حتی لوس که از قضا حاوی هیچ توهینی هم نیست، اینطور از کار بیکار شه و آماج حملات و فحاشی های همونایی قرار بگیره که همون جوکها رو میسازن و هرهر به همون جوکها میخندن. خیلی زور داره.»
کته: کلا تو زندگیم یه بار علی ضیا رو دیدم. از ده سال پیش هم که تو مطبوعات ورزشی می نوشتم خدمت آقای مظلومی ارادت دارم.





